تحلیل وقایع و اسرار ولادت پیامبر اکرم
12نذر حضرت عبدالمطّلب نسبت به ذبح یکی از فرزندان خود
صحبت در این است که ما در تاریخ داریم: در ذهن حضرت عبدالمطّلب اینطور مسئله پیدا شد و اینطور قضیّه را تصوّر کرد که یکی از فرزندان خود را برای رضای پروردگار ذبح کند. صحبت در این است که حضرت عبدالمطّلب کار عبثی انجام نمیداد! حضرت عبدالمطّلب اوّلموحّد بود! حضرت عبدالمطّلب جدّ پیغمبر بود و مانند او کسی در مکّه خدا را پرستش نمیکرد! حضرت عبدالمطّلب همان کسی بود که وقتی ابرهه برای از بین بردن و خرابکردن کعبه آمده بود، در وقتی که شترهایش را غارت کرده بودند و برداشته بودند، میرود تا شترهایش را از ابرهه بگیرد؛ ابرهه میگوید:
من خیال کردم تو آمدهای برای اینکه شفاعت کنی که من دست از قتل و هدم کعبه بردارم! امّا تو آمدهای و از من شترانت را میخواهی؟!
او میگوید:
من صاحب شترانم هستم، و لهذا البیتِ ربٌّ؛ «خود بیت، صاحب دارد و حفظش میکند!»1
یعنی حساب، حساب دیگری است. حضرت عبدالمطّلب یک آدم عادی نبود که ما این عمل را یک عمل عادی از او تلقی کنیم!
در تاریخ داریم که ایشان نذر میکنند که یکی از فرزندان خود را ذبح کنند و وقتی که عدد فرزندان حضرت عبدالمطّلب به ده میرسد و آنها بزرگ میشوند، آنها را در کنار کعبه میآورد و پردۀ کعبه را میگیرد و میگوید:
ای خدایی که صاحب بیت کریمی! ای خدایی که صاحب مشاعر عظام هستی! ای خدایی که صاحب ملائکۀ کرام هستی! اللَهمّ أنتَ خَلقتَ الخَلقَ لِطاعَتکَ، و أمَرتَهم بِعِبادتِکَ، لا حاجَةَ مِنکَ!2
(این قضایای حضرت عبدالمطّلب و صحبت آنها و مناجات با پروردگار،
- الکافی، ج 1، ص 447؛ مروج الذّهب، ج 2، ص 104.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 1، ص 20.

