تحلیل وقایع و اسرار ولادت پیامبر اکرم
20و همکاسه بوده است و باهم عبادت میکردند) جبرئیل را میبیند، میکائیل را میبیند و سایر ملائکه را در آنجا زیارت میکند و میبیند دور تا دور حرم را احاطه کردهاند. او میخواهد وارد حرم بشود، ملائکه جلوی او را میگیرند و میگویند: «تا امشب میتوانستی بیایی، از امشب دیگر نمیتوانی بیایی!»
سراغ جبرئیل میرود و به جبرئیل میگوید: «سؤالی از تو میکنم!» جبرئیل میگوید: «بپرس.» سؤال میکند: «امشب چه قضیّهای اتّفاق افتاده است که دیگر من را این طرف و آن طرف راه نمیدهند و دیگر محلّی از اعراب نداریم؟!»
جبرئیل میگوید: «در امشب پیغمبر آخرالزّمان، محمّد مصطفی متولّد شده است و بهخاطر این جهت، تو به آن عوالمی که قبلاً دسترسی داشتی، دیگر نمیتوانی دسترسی پیدا کنی!»
میگوید: «آیا من را نصیبی در این مولود تازه به دنیا آمده هست و میتوانم در او رسوخ کنم؟»
جبرئیل میگوید: «نه!»1
و این خیلی عجیب است! و این یک سرّی از اسرار است که شیطان میگوید: «میتوانم در این مولود نصیبی داشته باشم؟!» راجع به حضرت آدم داریم که شیطان حضرت آدم را اغوا کرد؛ که اگر بخواهیم راجع به این موضوع بحث کنیم، از مطلب خودمان دور میافتیم. خلاصه و مجملاً باید به عرض برسانم که: تنها وجود مقدّسی که شیطان، ولو به نحوی از انحاء و به مقداری از مقادیرِ بسیار کم، نتوانست به آن وجود دسترسی پیدا کند، فقط شخص شخیص پیغمبر اکرم و سیزده معصوم دیگر است؛ و این اختصاص به آن حضرت دارد. در آن روایت گفتیم که قبل از ظهور پیغمبر، شیطان به سماوات دسترسی داشت.
بعد، شیطان در اینجا یک سؤال دیگری میکند که موجب خوشوقتی او میشود:
- همان.

