تحلیل وقایع و اسرار ولادت پیامبر اکرم
21سؤال میکند: «آیا در امّت او میتوانم نصیبی داشته باشم؟»
جبرئیل میگوید: «بله.»
میگوید: «کافی است، سهمم را گرفتم!»1
حالا باید بدانیم که قضیّه از چه قرار است! به پیغمبر نتوانست دسترسی پیدا کند، ولی به امّت او میتواند! ولی به حول و قوۀ خدا با این پیغمبری که ما داریم و با این ولایتی که پیغمبر ما دارد، شیطان که سهل است، پدرجدّ شیطان هم بخواهد بیاید إنشاءاللَه دست ما به دامان پیغمبر خواهد بود!
مکاشفۀ حضرت آمنه در شب تولّد پیغمبر اکرم
در آن شبی که پیغمبر اکرم به دنیا میآید، تمام اراضی فارس و ایران و تمام قصرهای شام را در عالم مکاشفه به آمنه مادر آن حضرت نشان میدهند؛ و حکایت از این است که این مولودی که به دنیا میآید، شرق و غرب عالم را فرا میگیرد! آمنه این قضیّه را برای فاطمه بنت اسد نقل میکند. فاطمۀ بنت اسد، مادر امیرالمؤمنین علیه السّلام ـ که از آن زنهای بزرگوار، که واقعاً نظیر او در اسلام نیامده است و پیغمبر اکرم او را مادر خود خطاب میفرمودند ـ خوشحال و شادان پیش شوهر خود حضرت ابوطالب میآید و مژده میدهد که آمنه یکچنین مطلبی را نقل کرده است که بهواسطۀ این مولود، خداوند متعال تمام قصرهای شام و بلاد را به او ارائه داده و نشان داده است. حضرت ابوطالب ـ که عرض شد حسابش با بقیۀ فرزندان عبدالمطّلب فرق میکرد و از این نقطه نظر مثل حضرت عبداللَه بود ـ به فاطمه میگوید:
أحسنت، بشارت به وجود چنین مولودی دادی، ولی بدان از تو فرزندی به دنیا میآید که وصی و وزیر او خواهد بود!2
ندای جبرئیل در شب بعد از تولّد پیغمبر
هنگامی که پیغمبر اکرم به دنیا میآیند، شب بعد از تولد، جبرئیل صدایی میزند که تمام اهل مکّه آن صدا را میشنوند که میگوید: ﴿جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُ
- همان.
- الکافی، ج 1، ص 454.

