نتیجه
تحلیل وقایع و اسرار ولادت پیامبر اکرم
5را در نزدیک گودالی قرار میدادند؛ اگر فرزند او پسر بود قبول میکردند و الاّ بچۀ او را در همان گودال میانداختند!1 این برای ما خیلی عجیب است و جای تعجّب دارد!
حالا پیغمبر با همچنین افرادی باید صحبت کند و باید با آنها حشر و نشر داشته باشد! راجع به تفاخر آنها و انانیّت آنها حکایاتی نقل میکنند، و مطالبی که در این زمینه هست بسیار است. امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه در شرح و تفسیر سورۀ مبارکۀ ﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾، خطبهای بسیار عجیب دارد،2 و ابنأبیالحدید هم آن خطبه را شرح
- تفسیر السمرقندی، ج 3، ص 529؛ تفسیر القرآن العظیم، إبنأبیحاتم رازی، ج 10، ص 3403؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 674.
- نهج البلاغة (عبده)، ج 2، ص 204:
«و من کلام له علیه السّلام بعد تلاوته ﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ * حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾: ”یا لَهُ مَرامًا ما أبعَدَهُ و زَورًا ما أغفَلَهُ و خَطَرًا ما أفظَعَهُ! لقد استَخلَوا منهم أیَّ مُدَّکِرٍ و تَناوَشوهُم مِن مَکانٍ بَعیدٍ! أ فَبِمَصارِعِ آبائِهِم یَفخَرونَ أم بِعَدیدِ الهَلکیٰ یَتَکاثَرونَ؟! یَرتَجِعونَ منهم أجسادًا خَوَت و حَرَکاتٍ سَکَنَت، و لَأن یَکونوا عِبَرًا أحَقُّ مِن أن یَکونوا مُفتَخَرًا، و لَأن یَهبِطوا بِهِم جَنابَ ذِلَّةٍ أحجیٰ مِن أن یَقوموا بِهِم مَقامَ عِزَّةٍ. لقد نَظَروا إلیهم بِأبصارِ العُشوَةِ و ضَرَبوا منهم فی غَمرَةِ جَهالَةٍ. و لَوِ استَنطَقوا عَنهُم عَرَصاتِ تِلکَ الدّیارِ الخاویَةِ و الرُّبوعِ الخالیَةِ، لَقالَت: ذَهَبوا فی الأرضِ ضُلّالًا! و ذَهَبتُم فی أعقابِهِم جُهّالًا، تَطَئونَ فی هامِهِم و تَستَثبِتونَ فی أجسادِهِم و تَرتَعونَ فیما لَفَظوا و تَسکُنونَ فیما خَرَّبوا! و إنَّما الأیّامُ بَینَکُم و بَینَهُم بَواکٍ و نَوائِحُ عَلَیکُم. أولئِکُم سَلَفُ غایَتِکُم و فُرّاطُ مَناهِلِکُم الَّذینَ کانَت لهم مَقاوِمُ العِزِّ و حَلَباتُ الفَخرِ؛ مُلوکًا و سوَقًا سَلَکوا فی بُطونِ البَرزَخِ سَبیلًا سُلِّطَتِ الأرضُ عَلَیهِم فیهِ، فَأکَلَت مِن لُحومِهِم و شَرِبَت مِن دِمائِهِم!»
ترجمه: «شگفتا چه مردم و مقصدی دور از حق و چه قاصد و مسافرانی غافل و چه جایگاه و موقعیّتی قبیح و شنیع! هر تذکر دهندهای را از خود میراندند و مطالب آنان را از فاصلهای بسیار دور اخذ مینمودند. آیا به قبرهای پدرانشان فخر میفروشند یا به فزونی مردگانشان بر یکدیگر افتخار میکنند؟! میخواستند پیکرهای بیجان بازگردند و حرکاتی که ساکن شده بودند دوباره به جنبش بیفتند؛ حال آنکه اگر آنان مایۀ عبرت باشند بهتر از این است که مایۀ فخر فروشی و مباهات گردند، و اگر با دیدن آنان بر آستانۀ ذلّت فرو آیند خردمندانهتر است از آنکه به خاطر آنان در مقام عزّت بایستند. همانا به آنان با چشمان رمدآلود و کمسو نظاره میکردند و دربارۀ آنان به ورطۀ جهالت فرو افتادند. و اگر از ایشان دربارۀ کریوهها و گردنههای سخت آن دیارِ خالیافتاده و بینشان بپرسند، خواهند گفت: خداوند آنها را بینام و نشان به قعر زمین فرو برده است! و شما جهّال و نادانان نیز بهزودی به دنبال ایشان خواهید رفت، درحالیکه اینک شما بر اجساد آنها پای میگذارید و بر روی پیکرهای آنها زراعت مینمایید و خرابههای ایشان را به عنوان محل سکنیٰ و آرامش خویش برمیگزینید! روزگاری که بین شما و ایشان است بر شما گریه میکنند و به نوحه و عزا میپردازند. ایشان قبل از شما به جایی که خواهید رفت قدم میگذارند و زودتر از شما به آنهایی که در زمان خویش صاحبان مقام عزّت و کبریایی بودهاند، رسیدهاند؛ هم پادشاهان عصر خویش بودهاند و هم رعایای زمان، و ارواح ایشان به عالم برزخ گام نهاد و ابدانشان در زمین مقهور شد و زمین، گوشت بدنشان را خورد و خون ایشان را نوشید!»

