تحلیل هدایت های الهی و ذکر برخی از فضائل حضرت خدیجه
15رایجی بود که بسیاری از بزرگان و علمای نصاریٰ و یهود بهواسطۀ اطّلاع بر بعضی از علوم، میتوانستند با در نظر گرفتن بعضی از مسائل و امور، اخبار آینده را برای مردم حکایت کنند و تا حدودی به آنچه که در آینده اتّفاق میافتد پی ببرند. یکی از آن افرادی که در این مسئله بسیار متبحّر و زبردست بود، فردی از احبار و علمای یهود بود که گاهگاهی به مکّه میآمد و با حضرت خدیجه رفتوآمد داشت. میگویند:
روزی این عالم یهودی به منزل حضرت خدیجه آمده بود و حضرت خدیجه به اتّفاق جمعی از نسوان درحالیکه بیرون منزل پیدا بود، در همان خانه نشسته بودند. پیغمبر اکرم از آنجا عبور میکردند. آن شخص رو میکند به حضرت خدیجه و میگوید: «این جوان که بود که رفت؟»
او میگوید: «شخصی است به نام محمّد، که پدرش فوت کرده و فعلاً عمویش ابوطالب سرپرستی و تربیت او را بر عهده گرفته است.»
آن عالم یهودی به حضرت خدیجه میگوید: «من در این شخص آثار نبوّت و علائم پیامبری را میبینم، او را صدا کنید تا بیاید!»
بهدنبال پیغمبر اکرم میفرستند و آن حضرت را میآورند، شروع میکند به تفحّص در شمایل آن حضرت، بعداً میگوید: «لباس خود را بالا بزن!» وقتی مهر نبوّت را میبیند، میگوید: «ما در کتب خود داریم که این مهر، علامت پیغمبر آخرالزّمان است و این شخص به مقام پیغمبری میرسد و تمام افراد را مسخّر خود میگرداند، و دین او از شرق تا غرب عالم را فرا میگیرد! و خوشا به حال آن زنی که همسری چنین فردی را برگزیند، که قطعاً از سعادتمندان خواهد شد، چه در دنیا و چه در آخرت!»1
با توجّه به مسائلی که حضرت خدیجه قبلاً از پیغمبر اکرم اطّلاع داشت و ثقه و اعتمادی که به این شخص پیدا کرده بود، لذا محبّت پیغمبر اکرم در دل حضرت خدیجه پیدا میشود.
- الأنوار فی مولد النبّی صلّی الله علیه و آله و سلّم، ص 224.

