تحلیل هدایت های الهی و ذکر برخی از فضائل حضرت خدیجه
16برکات سرپرستی رسول خدا بر کاروان تجاری حضرت خدیجه
از این قضیّه میگذرد، دائماً این محبّت شدیدتر میشود تا وقتیکه حضرت ابوطالب به پیغمبر اکرم پیشنهاد سفر تجارت با محامل خدیجه را مطرح مینماید. میگویند:
روزی حضرت ابوطالب به اتّفاق عموهای خود برای طرح این مسئله به منزل حضرت خدیجه تشریف آوردند، درحالیکه حضرت خدیجه شب قبل در خواب دیده بود که فردا بزرگانی از سادات به منزل او میآیند، و مسئلۀ خطیر ازدواج او با پیغمبر و آنچه را که در دل داشت در شرف تکوین است. حضرت خدیجه این مسئله را احساس کرده بود؛ لذا وقتیکه میشنود حضرت ابوطالب بههمراه برادران خود آمدهاند، خیلی استقبال عجیبی میکند و میگویند که آن پذیرایی حضرت خدیجه از ابوطالب و سایر برادران، تا آنموقع بیسابقه بوده است.
آنها میآیند و حضرت ابوطالب شروع به صحبت میکند: «شما دارای شغل و اموال بسیاری هستید، محامل شما در تمام اطراف و اکناف عربستان در حال گردش و سیر هستند؛ اگر احتیاج به شخص امینی داشته باشید که اموال خود را به او بسپرید، اینک من برادرزادۀ خودم را برای این منظور انتخاب کردهام!»
وقتی این مسئله مطرح میشود، حضرت خدیجه خیلی مشعوف میشود و میبیند که گویا این قضیّه کمکم دارد به روال خود پیش میرود و ظاهراً مقدّمهای برای این وصلت است؛ لذا این قضیّه را خیلی به حسن قبول تلقّی میکند و فوراً میپذیرد و در همانجا هنگام طرح مقدار اجرت و حقّالزحمۀ پیغمبر اکرم در این سفر، حاضر میشود که دو برابر مقداری که به یک شخص امین برای این سفر تجاری میداد، به پیغمبر اکرم بپردازد.
پیغمبر همراه با غلام خدیجه، به نام میسره، به سمت شام حرکت میکنند که دوباره همان مسائل ـ قرار گرفتن ابر بر سر پیغمبر و آنچه که قبلاً گذشت1 ـ
- رجوع شود به ص 106.

