تحلیل هدایت های الهی و ذکر برخی از فضائل حضرت خدیجه
17اتّفاق میافتد.1
این سفر، سفر خیلی عجیبی بوده است:
هنگامی که به شام میرسند، در بازاری نزول میکنند که دیر راهبی در کنار آن بازار بوده است. گویا آن راهب از قبل منتظر آمدن چنین کاروانی بود، نگاه میکند و وقتی میبیند که منظور خود را در این کاروان پیدا کرده است، از دیر پایین میآید و به میسره، که سابقۀ آشنایی و دوستی با او داشت، میگوید: «این جوان شخصی است که دین او شرق و غرب عالم را فرا میگیرد!»
از برکت پیغمبر اکرم، کاروان با سود مضاعف به سمت مکّه بازمیگردد، و میسره تمام جریانات را برای خدیجه نقل میکند؛ از معجزاتی که از پیغمبر اکرم در این مسیر سر زده بود، و از حالاتی که برای حضرت پیدا شده بود، و قضیّۀ راهب و مسائل دیگری را نقل میکند.
این سفر پیغمبر اکرم به شام، سفر بسیار مفصّلی است که فعلاً مجال شرح آن نیست.
جریان ازدواج پیامبر اکرم با حضرت خدیجه
گویند: حضرت خدیجه از این مسئله بسیار مشعوف و مسرور میشود.
ظاهراً پیغمبر اکرم دو یا سهبار دیگر همراه با محامل خدیجه به اطراف میروند؛ سفری به یمن داشتند، و در مرحلۀ سوّم دوباره سفری به شام داشتند،2 و سفری به جای دیگری هم داشتند. تا اینکه از یکی از این سفرها که برمیگردند، درحالیکه سنّ آن حضرت متجاوز از بیست و پنج است، دیگر صبر خدیجه تمام شده بود و بهاصطلاح میبیند که دیگر «مقتضی موجود است و مانع هم مفقود»، و از باب «اِغتَنِموا الفُرَصَ فإنّها تَمُـرُّ مَرَّ السّحابِ»3 دیگر وقت آن رسیده است که به منظور
- الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 140؛ الأنوار فی مولد النبّی صلّی الله علیه و آله و سلّم، ص 225 ـ 250.
- العدد القویّة، ص 118.
- نهج البلاغة (عبده)، ج 4، ص 142، با قدری اختلاف. حیات جاوید، ص 165:
«از فرصتها نهایت بهرهورى را بنمایید؛ زیرا مانند ابرها سریع از کنار شما درمىگذرند.»

