تحلیل هدایت های الهی و ذکر برخی از فضائل حضرت خدیجه
18برسد؛ لذا یکی از نزدیکان و محارم خود را مخفیانه بهدنبال پیغمبر اکرم میفرستد و میگوید: «برو و به پیغمبر بگو چرا ازدواج نمیکنید؟! بالأخره سنّ شما مقتضی برای ازدواج است!» و خلاصه کمکم مسئلۀ ازدواج با خود را با او در میان میگذارد.
آن زن پیش پیغمبر میآید و از آن حضرت سؤال میکند: «چرا شما ازدواج نمیکنید؟ الآن دیگر ازدواج برای شما مقتضی است!»
حضرت میگویند: «آخر من پول و مالی ندارم و موردی تابهحال نبوده و مسئلهای تابهحال نبوده است؛ من با چه کسی ازدواج کنم؟! اوّلین چیزی که از ما میخواهند مهریه است که ما نداریم بدهیم!»
آن زن میگوید: «اگر منزل میخواهی منزل هست، بیا با کسی ازدواج کن که هم خودش هست، هم منزلش هست، هم اموالش هست و همۀ امکانات دیگر نیز مهیّا است!»
پیغمبر میگویند: «او کیست؟» میگوید: «خدیجه!»
حضرت خیلی تعجّب میکنند و میآیند این مطلب را با عموی خود حضرت ابوطالب در میان میگذارند.1
پیشبینی غیبی ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر اکرم
همۀ اینها جریانات و اسراری است؛ ما ظاهر قضیّه را نقل میکنیم ولی اینکه چطور این قضیّه به آنجا منتهی میشود، اینکه آن یهودی باید پیش حضرت خدیجه بیاید و پیغمبر در آنموقع از آنجا عبور کنند و او آن مسائل را بشنود و بعداً مکارم اخلاق حضرت را از غلامش بشنود و در خواب ببیند، خودش یک حسابوکتابهایی دارد! حتّی پسر عموی حضرت خدیجه، که از اهل کتاب بود و به طلسمات و علوم عجیبه و غریبه وارد بود، روزی خدمت حضرت خدیجه میآید و میگوید:
آنچه را که من دیدهام و تحقیق کردهام این است که تو صاحب سعادت خیلی بزرگی خواهی شد و زن پیغمبری خواهی شد که شرق و غرب عالم را
- الإتحاف بحبّ الأشراف، ص 250؛ أعیان الشّیعة، ج 1، ص 220.

