تحلیل هدایت های الهی و ذکر برخی از فضائل حضرت خدیجه
19میگیرد و او پیغمبر آخرالزّمان است!
و جریان مفصّلی دارد... و وقتیکه دلائل کار را از او میپرسد، ورقهای به حضرت خدیجه میدهد و میگوید:
این ورقه را در شب در زیر متّکای خود قرار بده؛ آن کسی که با او ازدواج خواهی کرد به خواب تو میآید و به مقصود خود نائل خواهی شد!
حضرت خدیجه وقتی آن ورقه را در زیر فراش خود قرار میدهد، پیغمبر اکرم به خواب او میآیند و میبیند که صاحب این مقام پیغمبری، همان کسی است که همیشه وی را ملاقات میکرده است و در میان همۀ افراد به «محمّد امین» معروف بوده است، و پیامبر را در خواب با چه جلال و چه کمالی میبیند!1
خلاصه، اینها اموری است که اختصاص به آنها دارد و این قضیّه راجع به ائمّه هم بود و ما میبینیم که هدایتهای خاصی بوده است که مراتب، یکی پس از دیگری انجام میشده است تا اینکه این قضیّه اتّفاق میافتاد. جریان ازدواج پیغمبر با حضرت خدیجه هم از این قبیل است و یک مسئلۀ عادی نبود، چنانکه خود حضرت خدیجه هم یک فرد عادی نبود.
به هر صورت، حضرت ابوطالب به اتّفاق برادران خود و سایر اقوام و عشیره به منزل حضرت خدیجه میآیند و در آنجا حضرت ابوطالب به اتّفاق یکی از بستگان حضرت خدیجه عقد نکاح را میخوانند و وصلت صورت میگیرد.2
فضائل حضرت خدیجه سلام اللَه علیها
نکتۀ مورد نظر ما در اینجا این است که:
پس از اینکه عقد خوانده میشود، پیغمبر اکرم به سمت منزل حضرت ابوطالب حرکت میکند. حضرت خدیجه میگوید: «کجا میخواهی بروی؟» میگوید: «میخواهم به منزل عمویم بروم؛ من که از خود خانه و
- الأنور فی مولد النبّی صلّی الله علیه و آله و سلّم، ص 246.
- إعلام الوری، ج 1، ص 274.

