تحلیل هدایت های الهی و ذکر برخی از فضائل حضرت خدیجه
24«ای شمر، سرها را از میان قافله جدا کن تا مردم کمتر متوجّه ما بشوند! و ما را از دروازهای ببر که مردم کمتر در آن اجتماع کرده باشند!»
آن لعین دستور میدهد که سرها را در بین محامل پخش کنند و از دروازۀ ساعات، که محل اجتماع و تردّد افراد بود، حرکت دهند!1
تکلّم سر بریدۀ أباعبداللَه علیه السّلام در شام
منهال میگوید:
من با قافله حرکت کردم و در این شوارع سیر میکردم، شخصی در جلوی سر أباعبداللَه علیه السّلام با صدای بلند سورۀ کهف را تلاوت میکرد، تا به این آیه رسید:
﴿أَمۡ حَسِبۡتَ أَنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡكَهۡفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُواْ مِنۡ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا﴾؛2 «آیا خیال میکنید که اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند!»
تا این آیه از او شنیده شد، دیدم سر مبارک آن حضرت به صدا درآمد و فرمود:
«وَاللَه لَقِصّتی أعجبُ من ذلک؛ «به خدا سوگند که قصّۀ من از قصّۀ اصحاب کهف عجیبتر است!»3
محاجّۀ امام سجّاد با پیرمرد شامی و توبۀ او
اهلبیت را در مسجد جامع دمشق سکنیٰ دادند، پیرمردی از اهل شام خدمت امام سجّاد علیه السّلام میآید و شروع به شماتت میکند: «حمد مخصوص خدایی است که شما را کشت و شهرهای ما را از شما ایمن گردانید و امیرالمؤمنین یزید را بر شما مسلّط گردانید!»
امام سجّاد علیه السّلام میفرماید: «ای شیخ، آیا قرآن خواندهای؟»
میگوید: «بله!»
- اللّهوف، ص 175.
- سوره کهف (18) آیه 9.
- الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 577:
«عَنِ المِنهالِ بنِ عَمرٍو قالَ: أنا وَاللهِ رأیتُ رأسَ الحُسَینِ علیه السّلام حینَ حُمِلَ و أنا بِدِمَشقَ و بَینَ یَدَیهِ رَجُلٌ یَقرَءُ الکَهفَ حَتّیٰ بَلَغَ قَولَهُ: ﴿أَمۡ حَسِبۡتَ أَنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡكَهۡفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُواْ مِنۡ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا﴾، فأنطَقَ اللهُ الرّأسَ بِلِسانٍ ذَرِبٍ ذَلِقٍ فَقالَ: ”أعجَبُ مِن أصحابِ الکَهفِ قَتلی و حَملی.“»

