ابعاد ملکی و ملکوتی ازدواج پیامبر اکرم با حضرت خدیجه
26اگر انسان بهواسطۀ عروج، به جنبۀ ملکوتی صرف برسد، از مُلک خبر ندارد.
نکتۀ مهم در مسئلۀ «جامعیّت در وحدت و کثرت» این است که نفس انسان بهواسطۀ صعود و نزولِ پس از صعود و واجدیّت جمیع عوالم، واجد جمیع عوالم ملکوتیّه و مُلکیّه خواهد بود، بهنحویکه در آنِ واحد هم جنبۀ ملکوتی در انسان وجود دارد و هم جنبۀ ملکی؛ منتها انسان با حفظ جنبۀ ملکوتی، از مقتضیات و از لوازم و تبعات و شرائط و حدود و قیود عالم ملک هم بهرهمند میشود.
لذا میبینیم امام علیه السّلام یا اولیائی که به مقام جمعیّت رسیدهاند، با مردم صحبت میکنند، رفتوآمد میکنند، کارهایی را که مربوط به عالم دنیاست انجام میدهند و در عین حال، آن جنبۀ ملکوتی را در خود حفظ میکنند. منتها اگر بخواهند به آنجا عروج کنند، میتوانند؛ یعنی در عین حال که واجد آن جنبۀ ملکوتی هستند، ذهن خود و نفس مُلکی خود را که لازمۀ صحبت و تردّد و رفتوآمد و حشر و نشر با افراد این جامعه است، از این موقعیّت میگیرند و به آنجا متّصل میکنند؛ یعنی اتّصال نفس ملکی به ملکوتی، با حفظ جنبۀ ملکوتی خواهد بود.
لذا در عین حال میبینیم که پیغمبر اکرم و ائمّه علیهم السّلام واجد جمیع علوم اوّلین و آخرین هستند ـ بلکه مطلب بالاتر از اینها است ـ و در عین حال میبینیم که آن حضرات در سنّ طفولیّت و حتّی پس از بعثت و امامت، کارهایی انجام میدادند که اظهار بیاطّلاعی میکردند و چهبسا خبر میدادند که ما از این موضوع خبر نداریم و مطّلع نبودیم! همۀ اینها بهخاطر جنبۀ نزولی آن نفس ملکی پیغمبر اکرم و ائمّه علیهم السّلام است.
شواهدی بر کتابت حضرت پیغمبر
سیّد مرتضی در اینجا مطالبی را نقل میکند که حاکی از این است که: بلا تردید پیغمبر اکرم در زمان حیات خود، قطعاً قبل از بعثت قرائت میکرد، و همینطور پس از بعثت، پیغمبر اکرم مینوشت. یکی از شواهدی که ذکر میکند همین قضیّه است که میگویند:

