
حقیقت خیر و شر و نسبیت آن
نظراتی در باب وجود خیر و شرّ در عالم. مثالی برای تحقیق و اثبات نظریۀ مورد قبول. منشأ پیدایش عنوان «بدی» و «شر». عنوان «بد»، مفهومی برای ارائۀ حدودِ وجودات خارجیّه. منظور از اتّحاد و اختلاف ائمّه با همدیگر. اختلاف تمام موجودات با همدیگر، از عجائب خلقت. وحدت تجلّی و ظهور پروردگار. کمال تامّ همۀ موجودات در ماهیّت و هویّت خود. عدم برتری مخلوقات خدا بر دیگری، از نظر مخلوقیّت. زهر برای مار داروست و برای ما نیش و زهر!. تصحیح دید انسان، باعث خیر محض دیدن همه چیز. پیدایش عنوان «بدی» در مقام مقایسه، نه مطلقنگری. اختصاص سرای آخرت به متواضعان نه سرکشان. استعداد رسیدن به بالاترین کمالات در هر انسان. وحدت هر موجود لازمۀ وحدت عالم وجود. معنی: «لا تکرارَ فِی التَّجَلِّی». حضرت مولانا: پس بد مطلق نباشد در جهان. علّت اعتراف به پایینترین درجات توسّط انبیا و اولیا. در عالم حقیقت همۀ موجودات در صف واحدی هستند. حکومت بندگی، عبودیّت و فقر مطلق در حریم قدس ربوبی. تنزّل به عالم کثرات، منشأ اختلافها و تفاوتها. اختلافات، مانع اصلّی وصول به حقیقت وحدت.
حقیقت خیر و شر و نسبیت آن
4خداوند علیّأعلیٰ موجوداتی خلق کرد، و همۀ موجوداتی که خداوند خلق کرده است، با هم مخالفند؛ محال است که شما دو تا موجود را منجمیعالجهات یکسان ببینید! امیرالمؤمنین با پیغمبر، دو موجود است؛ پیغمبر با حضرت امام حسین، دو موجود است؛ امام حسین با امام حسن، دو موجود است. هر کدام از أئمّه یک وجود خاص دارند؛ مبدأشان، منتهایشان، زمانشان، مکانشان، سعهشان، ظرفیّتشان. آنکه میگوییم که همۀ اینها نور واحدند،1 برای این موجودیّت خارجیِ اینجا نیست، بلکه برای مقام کمال و مقام فناست، در آنجا همۀ اینها یکی هستند؛ امّا در مقام تنزّل، همۀ اینها با هم مختلفند.
اختلاف تمام موجودات با همدیگر، از عجائب خلقت
تمام موجودات با هم مختلفند؛2 دو تا فرد از افراد انسان را یک شکل پیدا نمیکنیم. میگویند: دو تا بچّه با همدیگر دوقلو هستند و یک شکل! کجا یک شکل هستند؟! ما ظاهراً میبینیم که یک شکل هستند، امّا بِالدِّقَّةِ العَقلیّة، یک سلّول بدن این بچّه با سلّول بدنِ آن بچّۀ دو قلو یک شکل نیست؛ سازمان وجودیاش یک شکل نیست.
ما میگوییم: این لیوان عین آن لیوان است، با همدیگر یک شکل است! این به نظرِ ظاهر است؛ ولیکن بِالدِّقَّةِ العَقلیّة تمام این با تمام آن، صددرصد مخالف است! و روی این مطلب، براهینی است. نه دو نفر انسان با هم یک شکلند؛ نه حال، نه قبل، نه بعد! از زمان آدم تا روز قیامت، خداوند آدم خلق کند و عوض هر دورهای بهجای سه میلیارد یا چهار میلیارد آدم روی زمین، میلیارد میلیاردها آدم باشد، دوتایشان با هم یک شکل نیستند، یک اخلاق نیستند، یک قد نیستند، یک فکر نیستند، قلبشان با همدیگر یک قسم نیست، کبدشان یک قسم نیست، شریانشان یک قسم نیست، فکرشان یک قسم نیست، تخیّلشان یک قسم نیست؛ نمیشود باشد!
[اختلاف] برای انسان، برای حیوان، برای بقیّۀ موجودات؛ این اختلاف، حتماً باید باشد؛ و این اختلاف از عجائب امر خلقت است! چون خدا واحد است و این خلقت هم تجلّی و ظهور خداست؛ تجلّیِ خدا واحد است، دوتا بر نمیدارد؛ خدا یکی است، ظهورش هم یکی است!
- الهدایة الکبریٰ، ص ١٠٠؛ کفایة الأثر، ص ٧١؛ الغیبة، نعمانی، ص ٩٣.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون اختلاف موجودات و کیفیّت فعل هر یک به مقتضای شاکله و انحصار هر نوع به فرد خاص خود در مجرّدات، رجوع شود به تفسیر المیزان، ج ١٣، ص ١٨٠؛ مصباح الأنس، ص ٣٨٦ ـ ٤٨٢؛ شرح فصوص الحکم، قیصری، ص ٤٩٨؛ جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص ٩٩ و ١٨٩؛ مهرتابان، ص ١٧٨ و ٢٥٠.
