آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام
11قوموخویش اوست! اینها تا حالا کجا بودند؟! در آیه میفرماید:
﴿پیغمبران و انبیا (تا وقتی ساکت هستند مسئلهای و مطلبی نیست، امّا) وقتی میخواهند یک نیّت و مسئلهای را در میان مردم اجرا کنند، شیطان میآید و میایستد و جلوی اینها را میگیرد!﴾
چطور میگیرد؟ در میان افراد نفوذ میکند: «این کاری که میخواهی انجام بدهی و این اطاعتی که میخواهی انجام بدهی، باعث گرفتاری تو و باعث دوری تو از مردم میشود! موقعیّت اجتماعی تو به خطر میافتد، و موقعیّت اجتماعی مهمتر و بالاتر است! این کاری که میخواهی انجام بدهی، در میان مردم انگشتنما میشوی!»
آقاجان مگر شما قیّم و ولیّ دین هستی که دل تو برای دین میسوزد؟! وقتی میگویند: «این کار را انجام بده» پس انجام بده! حفظ اسلام و انگشتنما شدن و خلاف دستور پیغمبر و لطمه خوردن و... به من و شما چه مربوط است؟! اگر امام علیه السّلام به تو امری بکند، خدشه و شبههای در آنجا جاری میکنی؟! اگر امام علیه السّلام یا پیغمبر اکرم صریحاً این دستور را به تو بدهد، در آنجا هم میگویی موقعیّت اسلام به خطر افتاده است؟! یا نه، دیگر در آنجا نمیشود حرف زد. اظهار نظر کردن در مقابل اوامر و دستورات الهی، فضولیکردن بهحساب میآید. وقتی انسان بخواهد یک قدم به سمت پروردگار بردارد، یک قدم به سمت حق بردارد، یک قدم به سمت واقعیّت بردارد، بخواهد یک مسئله انجام بدهد، بخواهد کاری انجام بدهد و کوچکترین مسئلهای را انجام بدهد، در این موقع میبینیم تمام مخالفتها از اینطرف و از آنطرف شروع شد؛ درحالتیکه اگر ما بخواهیم یک قدم به عقب و قهقرا برداریم، ابداً هیچگونه از این مسائل وجود ندارد!
روایتی داریم که اهلتسنّن آن را نقل میکنند و میگویند:
وقتی شیطان از جمیع اموری که ممکن است بهواسطۀ آن امور، در انسان نفوذ و رسوخ پیدا کند، مأیوس شد، آنوقت از طریق نزدیکترین افراد به انسان وارد میشود!

