آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام
17علیه السّلام یکچنین حالاتی داریم،1 در حالات حضرت سجّاد هم میبینیم،2 و در حالات امام صادق علیه السّلام هم راجع به آن روایاتی داریم.3 دربارۀ بزرگان و اولیا وارد است که وقتی تجلّیات پروردگار قوی میشود، بدن دیگر قدرت تحمّل یکچنین تجلّی را ندارد، و آن حالت در بدن تأثیر میگذارد؛ تب میکنند، میافتند، بیهوش میشوند و ممکن است ناراحتیهایی برای آنها پیدا بشود.
خود پیغمبر اکرم هنگامی که وحی بر آن حضرت نازل میشد، آنچنان دچار سنگینی و ثقل میشدند که آن ثقل و سنگینی بر ناقه و مرکب آن حضرت تأثیر میگذاشت و مرکب آن حضرت هم نمیتوانست یکچنین ثقلی را تحمّل کند!4 این ثقل، ثقل ظاهری نیست؛ این ثقل بهواسطۀ ازدیاد و شدّت تجلّیات پروردگار و تأثیر او بر بدن است و موجب میشود که این بدن دچار ثقل بشود.
همانطوری که عکس این مرحله هم صادق است؛ یعنی ممکن است در بعضی از اوقات بهواسطۀ خفّت و بساطت و انبساط و شرح، انسان در موقعیّتی قرار بگیرد و در موقعیّتی واقع بشود که تأثیر آن حالت روحانی در بدن، موجب خفّت بدن و از بین رفتن ثقل بشود و مانند پرِ کاهی، هیچگونه وزن و ثقلی نداشته باشد.
سعدی در اینجا شعری لطیف دارد؛ در گلستان حکایتی نقل میکند که: «شنیدم که آن شیخ در دریای مغرب میرفت و از روی آب عبور میکرد، ولی در یکجا که رسید، ندید و در آنجا افتاد و داشت غرق میشد!» بعد در آنجا از قول بزرگان و حکایت حال آنها نقل میکند و میگوید:
- الأمالی، شیخ صدوق، ص 79؛ جامع الأخبار، شعیری، ص 65.
- الکافی، ج 2، ص 602؛ ج 3، ص 300؛ الهدایة الکبری، ص 214 و 215؛ فلاح السائل، ص 101 و 104؛ جامع الأخبار، شعیری، ص 65؛ الدّر النظیم، ص 581 ـ 584.
- دعائم الإسلام، ج 1، ص 159؛ فلاح السائل، ص 107.
- تفسیر العیّاشی، ج 1، ص 288.

