آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام
18یکی پرسید از آن گم کـرده فرزنـد *** که ای روشنروان پیـر خردمنـد ز مصرش بوی پیراهن شنیدی *** چرا در چاه کنعانش ندیدی؟ بگفت: احوال ما برق جهـان است *** دمی پیدا و دیگر دم نهان است گهی بـر طارم اعـلا نشینیم *** گهی بر پشت پـای خـود نبینیـم اگـر درویـش در حالی بمـاندی *** سر دست از دو عـالم برفشـاندی1 حالات اولیای خدا متفاوت است. حالتی که برای پیغمبر اکرم در هنگام نزول وحی دست داد یکچنین حالتی بود، حالتی بود که بهواسطۀ ازدیاد و قدرت و قوّت تجلّیات پروردگار بر نفس آن حضرت، تا آن موقع سابقهای نداشت؛ لذا جسم آن حضرت نتوانست تحمّل کند و به روی زمین افتاد.
این تعییر و تنقید آنان و شکّ و شبهه بهخاطر این جهت است که آنها به این مطلب نرسیدهاند و دست آنها از این معانی خالی است، و آنها وحی را مانند امور عادی میپندارند؛ درحالتیکه معانی و عوالم و اسراری در اینجا هست که ما لا یحصیٰ و فوق ما یُعدّ و یحصیٰ2 است.
شروع دعوت مخفیانۀ اسلام با نزول آیۀ ﴿یا أیّها المدّثّر﴾
به هر صورت، خطاب ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ﴾3 آمد و پیغمبر اکرم مبعوث به رسالت شدند. طبق بعضی از روایات، وارد است که مدت پنج سال و بنا بر أشهر و أقویٰ، مدت سه سال پیغمبر اکرم دعوت خود را مخفی کردند و غیر از امیرالمؤمنین علیه السّلام و حضرت خدیجه و زید بن حارثه و جعفر طیّار و حضرت ابوطالب و ظاهراً یکی دو نفر دیگر، کسی در این مدّت به آن حضرت ایمان نیاورده بود؛4 و بسیار اتّفاق میافتاد که
- گلستان سعدی، باب دوّم، حکایت 10.
- ترجمه: «غیر قابل احصاء و شمارش، و بالاتر از شمردنیها و اندازهگرفتنیها است.» (محقّق)
- سوره مدّثر (74) آیه 1.
- أنساب الأشراف، ج 1، ص 116؛ الطبقات الکبری، ج 1، ص 156.

