آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام
21و میگویند: «أنا یا رسولاللَه!»
بعد حضرت میفرماید: «تو خلیفۀ من و وصیّ من و وزیر من هستی، و تو هستی که دَین من را پس از من اداء میکنی!»1
فراگیری دعوت عمومی رسول خدا و تبلیغ اسلام
این دعوت پیغمبر در اینجا دعوت أقرباء بود. و اما دعوت عام آن حضرت، به فاصلۀ دو یا سه سال پس از این دعوت از أقرباء، اتّفاق میافتد، که آیه میآید و خداوند به پیغمبر اکرم خطاب میکند:
﴿فَٱصۡدَعۡ بِمَا تُؤۡمَرُ ... * إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾؛2 «به آنچه ما به تو امر کردیم، اعلان عمومی بده!»3
همانطوری که میدانید، پیغمبر اکرم میآیند و بر سنگی در کوه ابوقبیس میایستند و اعلان عمومی میکنند و میفرمایند:
ای مردم! تا بهحال کسی از من کذبی شنیده است؟! و کسی از من خلاف امانتی دیده است؟!
آنها میگویند: «نه، ما تو را شخص امینی میپنداریم!»
حضرت میفرمایند:
پس بدانید که من از طرف خداوند مأمور شدهام برای اینکه بتها را کنار بگذارید و فقط او را عبادت کنید! و برای اینکه به وحدانیّت او و رسالت من شهادت بدهید!
آنها میگویند:
یعنی تو میگویی ما سیصد و شصت بت را کنار بگذاریم؟! سیصد و شصت آلهه و خدا را کنار بگذاریم و فقط خدای تو را عبادت کنیم؟!
مخالفتهای قریش با رسالت پیغمبر اکرم
و بعد رو میکنند به ابوطالب و میگویند:
- تفسیر الفرات الکوفی، ص 301؛ الهدایة الکبری، ص 47؛ شرح الأخبار، ج 1، ص 106.
- سوره حجر (15) آیه 94 و 95.
- تفسیر القمّی، ج 1، ص 378.

