آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام
22این برادرزادۀ تو مجنون و جنزده شده است! اگر پولی میخواهد، ما در اختیار او قرار بدهیم؛ یا اگر زن میخواهد، ما در اختیار او قرار بدهیم!
حضرت ابوطالب پیش پیغمبر میآید و میگوید:
این مردم میگویند که: «این چه حادثهای است که برای ما اتّفاق افتاده است؟! محمّد جوانان ما را از دین برمیگرداند و مردم را به سمت خود میخواند!» اگر مال میخواهی یا اگر زن میخواهی، اینها در اختیار تو قرار میدهند.
پیغمبر اکرم در اینجا میفرماید:
اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار بدهند، از مأموریّت خود تخطّی نمیکنم و مخالفت با امر پروردگار نمینمایم!1
قضیّه بر آن حضرت سخت میشود و آنها به ابوطالب میگویند:
تو برادرزادۀ خود را در اختیار ما قرار بده که ما او را از بین ببریم و در عوض او یکی از جوانان قریش را به فرزندی به تو تحویل و تسلیم میکنیم!
حمایتهای بیدریغ حضرت ابوطالب از پیغمبر اکرم
حضرت ابوطالب در اینجا اشعار مفصّلی دارد و میگوید:
آیا فرزندم را به شما بدهم که از بین ببرید و در مقابل، فرزندتان را به من بدهید که من تربیت کنم؟!
و در آن اشعار خود میگوید:
اگر تمام ما در جلوی تو زمین بیفتیم و از بین برویم، دست از حمایت تو برنمیداریم!2
و برای محافظت از پیغمبر اکرم، آن حضرت را به اتّفاق افرادی که با آن حضرت بودند، مدّتی در شعب أبیطالب قرار میدهد، و از اقوام خود، محافظینی بر آن حضرت میگمارد. حدود چهار سال آن حضرت در شعب أبیطالب بودند، بهطوریکه بعد از
- الخصال، ج 1، ص 279
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون اشعار حضرت ابوطالب علیه السّلام که در مقام دفاع از پیامبر اکرم انشاد فرمودهاند که حکایت از ایمان آن حضرت نیز مینماید، رجوع شود به الغدیر، ج 7، ص 331 ـ 345.

