آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام
24و آن مصائبی که بعد از اسلام از اینها سر زد، براساس همین مرام آنها بود؛ بهطوریکه عبداللَه علائلی در کتاب إمام الحسین میگوید:
بنیامیّه حزبی برای از بین بردن اسلام و برای برگرداندن از اسلام بودند؛ حزبی بودند که آمدند تا اسلام را از آن مسیر خودش منحرف کنند و برگردانند! هنگامی که حکومت به عثمان میرسد، همین ابوسفیان میگوید: «با حکومت مانند کُره و توپی که در دست بچههاست، بازی کنید؛ چون پیغمبر یک پادشاه بود که آمد و پادشاهی کرد، و فعلاً سلطنت به دست شما افتاده است! رسالتی نبود و اصلاً خبری نبود!»1
و فرزند او یزید هم که در آن مجلس میگفت:
لَعِبَت هاشمُ بالملکِ فلا *** خبرٌ جاءَ و لا وحیٌ نَزَلَ2 مصائب عظیم اهلبیت در شهر شام
اینها به این کیفیّت از همان زمان رسالت پیغمبر نشئت گرفتند و رشد پیدا کردند تا اینکه پس از تثبیت سلطنت به بنیامیّه، اسلام را برگرداندند و به آنجایی رساندند که رساندند!
وقتی از حضرت امام سجاد علیه السّلام سؤال میشود: «در این سفری که بر شما از کربلا تا به کوفه و از کوفه تا شام و مدینه گذشت، کدام محلّ و موقعیّت برای شما از همه ناگوارتر و سختتر بود؟» حضرت میفرمایند:
الشّام؛ «شام از همه برای ما سختتر بود!»
در آنجا ما را منزلی دادند که سقف نداشت؛ روزها از شدّت آفتاب و
- الإمام الحسین (سموُّ المعنی فی سموّ الذات أو أشعة من حیاة الحسین علیه السّلام)، علائلی، ص 30:
«و هذا ما یفسّر مقالة أبیسفیان، زعیم العصبة الأموّیة حین تولّیٰ عثمان: ”یا بنیأمیّة! تلقفوها تلقُّف الکُرَة؛ فَوالّذی یحلف به أبوسفیان، ما زلت أرجوها لکم و تصیرنّ إلیٰ صبیانکم وراثة!“ (مروج الذّهب، ج 2، ص 343.)» - روضة الواعظین، ج 1، ص 191.
- الإمام الحسین (سموُّ المعنی فی سموّ الذات أو أشعة من حیاة الحسین علیه السّلام)، علائلی، ص 30:

