اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام

14209

آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام

26
  • طنابی به گردن من و حضرت اُمّ‌کلثوم انداخته بودند، و عمّه‌ام زینب و بقیۀ اهل‌بیت آن حضرت را با کتف‌های بسته به سمت قصر یزید می‌بردند!1

  • (واقعاً ما این حالت را تصوّر کنیم؛ چه منظره‌ای پیدا می‌کند و موقعیّت اهل‌بیت پیغمبر در میان مردم چگونه می‌شود؟!)

  • در این هنگام حضرت زینب به یزید می‌فرماید:

  • أ مِنَ العَدلِ یا ابن الطُّلَقاءِ، تَخدیرُکَ حَرائِرَکَ و [إماءَک و سوقُک] بَناتِ رسولِ‌اللَه سَبایا؟!2

  • «ای پسر طلقاء! آیا از عدالت است که زنان خود و دختران خود و کنیزان خود را در خدر و در حصر نگاه داری، و فرزندان و اقربای پیغمبر اکرم را این‌طور بدون حجاب و بدون ستر در میان مردم قرار بدهی؟!»

  • می‌گویند: به‌واسطۀ مکالمات زینب کبریٰ و اُمّ‌کلثوم، صدای گریه از همۀ مردم بلند می‌شود؛ حتّی زنان در پردۀ یزید صدا به گریه بلند می‌کنند!

  • می‌گویند: زنی از پرده بیرون می‌آید و به یزید می‌گوید:

  • خجالت نمی‌کشی که ذراری پیغمبر و اهل‌بیت آن حضرت را به این کیفیّت در میان انظار مردم جلوه می‌نمایی؟!3

  • یزید برای اینکه آن حالت و موقعیّت مجلس را از بین ببرد و بیشتر موجب تألّم و حزن اهل‌بیت را فراهم بکند، دستور می‌دهد که سر آن حضرت را بیاورند و در مقابل خود قرار بدهند. هنگامی که چشم اهل‌بیت به سر حضرت می‌افتد، صدای: «وا حسیناه! یا حبیب محمّداه! یا ابن بنت المصطفی!» از آن ذراری بلند می‌شود و تمام اهل مجلس را ضجّه و فریاد فرا می‌گیرد. نقل می‌کنند که در این‌موقع یزید چوبی

    1. المنتخب، طریحی، ص 473؛ الأنوار النعمانیّة، ج 3، ص 176.
    2. مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 2، ص 72، با قدری اختلاف.
    3. معالی السّبطین، ج 2، ص 588.