آغاز رسالت و امر به تبلیغ و ترویج اسلام
5معنای امّی بودن در کلام اهلسنّت
روی این جهت، برای اینکه حتّی فیالجمله شبههای در قلوب افرادی که امکان ریب و شک در آنها میرود وجود نداشته باشد، خداوند پیغمبر اکرم را از اوّل به نحوی در میان مردم ظاهر کرد و جلوه داد که شکّ و شبهۀ اینکه: «این قرآن از جهت خود پیغمبر اکرم است»، از بین برود. لذا پیغمبر اکرم نه حساب میکردند و نه کتابتی مینوشتند و خیلی به ندرت اتّفاق افتاده است که مطلبی بخوانند. البتّه در بعضی از روایات وارد است که چیزی را قرائت میکردند، ولی در بسیاری از روایات وارد است که قرائت نمیکردند؛ به هر صورت، قطعاً مطلبی را نمینوشتند.1 اتّفاق افتاده است که بعضیها میتوانند بخوانند ولی نمینویسند، حتّی شنیده شده است که بعضی از علما هم حتّی نمیتوانستند بنویسند؛ عالم و دانشمند بود، ولی نوشتن یاد نداشت و شخصی در اواخر عمر آمده بود که نوشتن را به او بیاموزد. این دیده شده است و منافاتی هم باهم ندارند. خداوند برای اینکه این شکّ و شبهه را از بین ببرد، پیغمبر را در قبل از رسالت در موقعیّتی قرار داده بود که آن حضرت نمینوشتند.2 لذا بعضیها که به پیغمبر «اُمیّ» میگویند، از همین قبیل است که پیغمبر همانطوری که از مادر متولّد شدند، به همین نحو رشد و نموّ پیدا کردند و به همان نحو عامی بار آمدند؛ لذا «اُمّی» میگویند. و این مطلب در کتب اهلتسنّن بسیار دیده میشود.3
تغییر بعضی از سنّتهای شرایع گذشته در شریعت رسول خدا
در قرآن کریم آیهای راجع به قوم حضرت موسی داریم که خداوند متعال میفرماید:
﴿ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلرَّسُولَ ٱلنَّبِيَّ ٱلۡأُمِّيَّ ٱلَّذِي يَجِدُونَهُۥ مَكۡتُوبًا عِندَهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ
- علل الشرائع، ج 1، ص 124 ـ 126.
- رجوع شود به ص 160.
- فتح الباری، ابنحجر، ج 7، ص 387؛ ج 17، ص 263؛ کشف المشکل، ابنالجوزی، ج 2، ص 489؛ تفسیر القرآن العظیم، ابنکثیر، ج 3، ص 427؛ تفسیر الآلوسی، ج 1، ص 302؛ شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 9، ص 159.

