موضع مشرکین یهود و نصاری در قبال دو جنبۀ بشری و وحیانی رسول خدا
18مکّه نیست! تمام مردم دارند بت میپرسند! چگونه همچنین اسمی آوردی؟!»
او میگوید: «اگر بر شخصی جبرئیل نازل شود، چه خصوصیّاتی دارد؟»
عدّاس بر طبق آنچه که خداوند در انجیل از خصائص و شمایل آن حضرت خبر داده بود، شروع میکند خصوصیّات پیغمبر اکرم را بیان میکند: در طفولیّت پدر و مادر خودش را از دست میدهد، بر روی آب راه میرود همانطور که عیسی بن مریم راه میرفت، با مردگان صحبت میکند همانطور که عیسی بن مریم با مردگان صحبت میکرد، و تمام عوالم مسخّر و در تحت قدرت آن حضرت است. و آن مسائلی را که آن راهب نصرانی در سفر به شام برای پیغمبر اکرم بیان کرده بود، بعینه آن خصوصیّات را برای حضرت خدیجه بیان میکند؛ بعد میگوید: «اگر شوهر تو به یکچنین مقامی رسیده باشد، قطعاً پیغمبر آخرالزّمان خواهد بود و شرق و غرب عالم را تسخیر خواهد کرد!»
کیفیّت سنجش و بررسی یهود و نصاریٰ نسبت به صحّت ادّعای نزول وحی بر رسول خدا
نکته در اینجاست که ورقة بن نوفل و آن راهب (عداس) به او میگویند: «این مطلب را بدان که در بعضی اوقات، شیطان به صورتهای مختلف بر شخصی ظهور پیدا میکند و او خیال میکند که به مقاماتی رسیده است، و حالت جنون برای او پیدا میشود. این ورقه را بگیر و هنگامی که این ورقه را به او نشان بدهی، اگر حالت جنون برای او پیدا شده باشد، کمکم از بین میرود؛ و اگر دیدی او بر حال خود باقی ماند، بدان که او پیغمبر آخرالزّمان است!»
حضرت خدیجه ورقهای را از عدّاس میگیرد و به منزل میآورد، و آن ورقه را در کنار پیغمبر قرار میدهد؛ پیغمبر به آن ورقه نگاهی میکنند و خدیجه میفهمد که نهخیر، مسئله چیز دیگری است! در این هنگام عدّاس میآید تا وارد منزل حضرت خدیجه شود، ولی میبیند که نمیتواند داخل بیاید و مانع در جلوی او است، لذا بیرون در میایستد؛ و این در همان هنگامی بود که جبرئیل برای آن حضرت وحی میآورد:

