موضع مشرکین یهود و نصاری در قبال دو جنبۀ بشری و وحیانی رسول خدا
27ابنحجر در الصواعق المحرقة میگوید:
هنگامی که سرهای شهداء را به سمت شام میبردند، در آنجا به دیر راهبی رسیدند؛ سر سیّدالشّهدا علیه السّلام را در صندوقی گذاشتند و مشغول شرب خمر شدند. ناگاه دیدند دستی از دیوار بیرون آمد و این شعر را بر دیوار به خط قرمز نوشت:
أ تَرجو أُمّةٌ قَتَلَت حُسینًا *** شَفـاعةَ جدِّهِ یـومَ الحِسابِ
«آیا امّتی که حسین را میکشند، توقّع شفاعت جدّشان را دارند؟!»
نقل میکنند: سنگی در بیتالمَقْدس پیدا شد و آن سنگ را نگهداری کرده بودند، سیصد سال قبل از بعثت پیغمبر اکرم، بر روی این سنگ نوشته شده بود:
أ تَرجو أُمّةٌ قَتَلَت حُسینًا *** شَفاعةَ جدِّهِ یومَ الحِسابِ1
میگویند:
سر آن حضرت را در کنار دیر راهب آوردند؛ از او سؤال میکنند: «این شعر که بر دیوار بیت تو نوشته شده است، چه کسی نوشته و چه موقع نوشته است؟!» راهب میگوید: «این شعر بر دیوار بیت من سیصد سال قبل از بعثت پیغمبرِ شما نوشته بود!» سیصد سال قبل از بعثت پیغمبر بر دیوار بیت راهب نوشته بود:
أ تَرجو أُمّةٌ قَتَلَت حُسینًا *** شَفاعةَ جدِّهِ یومَ الحِسابِ2
نقل میکنند:
راهب نگاه میکند و میبیند نوری از آن سر به آسمان در حال تلألؤ و تشعشع است! رو میکند به آنها و میگوید: «آیا یک امشبی این سر را به من میدهید که مهمان من باشد؟ در إزایش ده هزار دینار به شما میدهم!» آنها قبول میکنند و سر را به راهب میدهند.3
- الصّواعق المحرقة، ابنحجر هیتمی، ص 194.
- الأمالی، شیخ صدوق، ص 131، با قدری اختلاف؛ بحارالأنوار، ج 44، ص 224.
- الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 578؛ بحارالأنوار، ج 45، ص 184 ـ 186.

