جامعیّت و سعۀ روحی پیامبر اکرم نسبت به سایر انبیاء
18من به اطاعت تو باشم؛ امر کن که زمین دهان باز کند و این قوم را به درون خود جای بدهد!» باز حضرت چیزی نمیگویند!
ملک جِبال (کوهها) میآید و عرض میکند که: «خداوند متعال من را به اطاعت تو مأمور کرده است؛ چه امر میکنی؟ امر کن که کوهها را بر سر این مردم خراب کنم!» حضرت حرفی نمیزند!
ملک موکّل بر بِحار (دریاها) میآید و میگوید: «خداوند مرا موکّل بر دریاها کرده است؛ امر کن که دریاها را در میان آنها جاری کنم و اینها را غرقۀ خود بسازم!» حضرت چیزی نمیگویند!
بعد حضرت میفرمایند: «آیا شما مأمور به اطاعت از من هستید؟»
میگویند: «بله!»
حضرت میفرماید: «إنّی لم أُبعَث عَذابًا، إنّما بُعِثتُ رَحمَةً لِلعالَمینَ؛ من مبعوث نشدم که بر سر این مردم عذاب بیاورم، [من مبعوث شدم تا رحمتی بر این مردم باشم!]»
سعه و ظرفیّت را ببینید! کسی که تمام مَقالید سماوات و ارض1 به دست اوست و کسی که قدرت و احاطه و سیطرۀ بر جمیع ممکنات دارد، دارای سعهای میشود که میگوید:
«دَعونی و قومی، فَإنَّهُم لا یَعلَمون؛ [بگذارید] این مردم کارهای خود را انجام بدهند و من را با این مردم وا بگذارید؛ این مردم جاهل هستند!»
در این هنگام حضرت خدیجه که در میان صحراها به دنبال پیغمبر میگردد و صدا میزند: «من أحَسَّ لِیَ النبیَّ المصطفیٰ؟ من أحسّ لِیَ الرّبیعَ المُرتَضیٰ؟ من أحسّ لِیَ المطرودَ فی اللَه؟ من أحسّ لِیَ أباالقاسم؟ کیست که از پیغمبر به من خبر بدهد؟ کیست از آن کسی که در راه خدا مطرود شده است، خبری برای من بیاورد؟»
جبرئیل خطاب به پیغمبر اکرم میکند و عرض میکند: «خدیجه را بخوان! نمیبینی که دارد تو را صدا میزند؟!»
- یعنی: کلیدهای آسمان و زمین. (محقّق)

