جامعیّت و سعۀ روحی پیامبر اکرم نسبت به سایر انبیاء
11میکند: ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ﴾ و ذکر مبارک توحید را به زبان میآورد.»
اینجا که میرسد دیگر حضرت یونس متوجّه میشود؛ یعنی خداوند متعال پردهای از پردهها را از روی او میگشاید و بهواسطۀ تحمّل بعضی از مصائب و مشکلات و بهواسطۀ تنبّهی که پروردگار به او میدهد، این حالت عرفانی و توحیدی برای او منکشف میشود که:
﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾؛
«پروردگارا، هیچ تعیّن و هیچ استقلالی وجود ندارد مگر تعیّن و استقلال ذات منحصر به فرد تو! پروردگارا، هیچ معبودی وجود ندارد مگر ذات مقدّس تو! پروردگارا، هیچ ذات مستقلّی که دارای حیثیّت و استقلال است و از خود شائبۀ وجودی احساس میکند، نیست مگر ذات مقدّس و منحصر به تو!»
خُب ما از اینجا میفهمیم که حضرت یونس برای چه و به چه سببی از میان قوم خود بیرون آمد. خُب جناب حضرت یونس، این مردم هم خلایق پروردگار هستند، این مردم هم بندگان ما هستند و همۀ این مردم عبد ما هستند؛ چرا باید ناراحت بشوی؟! چرا باید به حال غضب از میان این مردم بیرون بیایی؟!
آنجا دیگر حضرت یونس در شکم ماهی میگوید:
﴿سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ﴾؛ «منزّه هستی ای پروردگار! من از ظالمین هستم و من به خودم ظلم کردم و آنطور که بایدوشاید، حقیقت توحید را در نیافته بودم!»
مقدار سعۀ حضرت موسی در جریان گوسالۀ سامری
حضرت موسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام هم وقتی به کوه طور میرود و با پروردگار مناجات میکند و الواح را میآورد و بعد بهسوی قوم خود میآید و میبیند که همه برگشتهاند و مرتد و گوسالهپرست شدهاند، عصبانی میشود! آنقدر عصبانی میشود که میآید و برادر خودش را مورد اذیّت قرار میدهد، تا حدّی که برادرش میگوید:
﴿يَبۡنَؤُمَّ لَا تَأۡخُذۡ بِلِحۡيَتِي﴾؛1 «ای پسر مادر من! چرا من را اذیّت میکنی؟!
- سوره طه (20) آیه 94.

