جامعیّت و سعۀ روحی پیامبر اکرم نسبت به سایر انبیاء
12[محاسن من را نگیر!]»
﴿إِنَّ ٱلۡقَوۡمَ ٱسۡتَضۡعَفُونِي وَكَادُواْ يَقۡتُلُونَنِي﴾؛1 «(کار و اختیار از دست من برای این جهت بیرون بود که:) این قوم، من را ضعیف شمردند و میخواستند من را بکشند!»
خُب حضرت موسی حق دارد؛ وقتی که آمده و اینهمه برای این مردم زحمت کشیده و آنها را از دست فرعون نجات داده است، آن هم با آن مصائبی که بنیاسرائیل در زمان فرعون متحمّل میشدند و قِبطیان بر آنان روا میداشتند که فرزندان آنها را سر میبریدند و زنان آنان را به کنیزی برمیگزیدند؛ امّا یکهمچنین حضرت موسایی برای هدایت مردم آمده است و این مردم را از دست آنها نجات داده و آنها را به توحید رسانده و نور توحید را برای آنها منکشف کرده و آنها را از آن جاهلیّت و بربریّت بیرون آورده است؛ حالا که چند روزی از آنها غیبت کرده است، سامری پیدا میشود و آنها را گوسالهپرست میکند! لذا حضرت موسی تمام زحمات و تمام آنچه را که در این مدّت برای آنها متحمّل شده است، بر باد رفته میبیند؛ تحمّل حضرت موسی در اینجا در این حدّ بود و ناراحت میشود! امّا نباید ناراحت بشود!2
اختصاص صفت رأفت و رحمت مطلقۀ پروردگار به پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم
ما راجع به تمام انبیا میبینیم که سعۀ ظرفیّت آنها نسبت به مراتب توحید و تجلّی رأفت و رحمانیّت و سایر صفات پروردگار، متفاوت است. لذا میبینیم هر کدام از آنها در مواقع مختلف، یک اظهار ضعف از خود نشان میدهند؛ غیر از پیغمبر ما، پیغمبر خاتم صلّی اللَه علیه و آله که خداوند متعال راجع به آن حضرت میفرماید:
- سوره اعراف (7) آیه 150.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون تحلیل عرفانی قصّۀ اعتراض حضرت موسی به برادرش هارون علیٰ نبیّنا و آله و علیهما السّلام، رجوع شود به الفتوحات المکّیّة، ابنعربی، ج 2، ص 277؛ فصوص الحِکَم، ابنعربی، ص 191؛ شرح فصوص الحِکَم، قیصری، ص 1095، ذیل «فَصُّ حکمةٍ إمامیّة فی کلمةٍ هارونیّة».

