اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جامعیّت و سعۀ روحی پیامبر اکرم نسبت به سایر انبیاء

14415

جامعیّت و سعۀ روحی پیامبر اکرم نسبت به سایر انبیاء

20
  • ولی در امسال دو بار قرآن را بر من نازل کرده است، و این نشانۀ این است که موت من نزدیک است و عن‌قریب از این دنیا رخت برمی‌‌بندم!

  • آنگاه خطاب به اهل قبور فرمودند:

  • السّلامُ علیکم یا أهلَ القُبور! گوارا باد بر شما، حالتی که در آن بسر می‌‌برید و از این دنیا غافل هستید! گوارا باد بر شما، اینکه شما از مصائب و مشکلاتی که همچون پاره‌‌های شب تاریک بعد از من بر این امّت من فرود می‌‌آید در امان هستید!1

  • داستان طلب حلالیّت پیغمبر اکرم از مردم

  • نقل می‌کنند:

  • روزهای آخر حیات پیغمبر اکرم بود، روزی آن حضرت عِمامه به سر مبارک می‌بندند و به اتّفاق امیرالمؤمنین علیه السّلام وارد مسجد می‌شوند و مردم را نصیحت می‌کنند و صحبت می‌کنند و می‌‌فرمایند: «مردم! هیچ‌کس نمی‌‌تواند بدون عمل، به خدا تقرّب پیدا کند! مردم! من به زودی از میان شما می‌‌روم؛ اگر کسی قرضی بر من دارد، قرض خود را مطالبه کند! اگر من حقّی را از کسی تضییع کردم، بیاید و حقّ خودش را مطالبه کند

  • سوادة بن قیس که پیرمردی بود، از جا برمی‌‌خیزد و می‌‌گوید: «یا رسول‌اللَه! در آن هنگامی که از سفر طائف مراجعت می‌‌کردی و بر ناقۀ غضباءِ خود سوار بودی، عصای مبارک شما به شکم من اصابت کرد؛ و من الآن می‌‌خواهم از شما قصاص کنم!»

  • پیغمبر اکرم می‌‌فرمایند: «معاذاللَه از اینکه من عمداً و تعمّداً این عمل را انجام داده باشم! بلال به منزل برو و آن عصای من را بیاور!»

  • بلال می‌‌آید و در کوچه‌‌های مدینه صدا می‌‌زند: «اینک پیغمبر خدا خود را برای قصاص آماده کرده است؛ هر کسی نسبت به پیغمبر حقّی دارد، بیاید!» و وارد خانۀ حضرت زهرا سلام اللَه علیها می‌شود؛ وقتی که این خبر را به آن حضرت می‌‌دهد، صدای گریۀ حضرت بلند می‌شود. آن عصا را می‌‌گیرد و به مسجد می‌‌آورد.

    1. همان، ج 1، ص 181.