لزوم تبعیّت از سیره رسول خدا
32و رفت. گفتم: چه شده است؟ چرا اینگونه هستی؟! من کسی را تاکنون به این شکل ندیدهام! گفت: اگر به من غذا و پولی میدهی جریان را میگویم. او را به منزل بردم و گفتم: جریانت را بگو!
گفت: من یکی از فرماندهان لشکر عمر سعد بودم، عمر سعد من را موکّل بر شریعۀ فرات کرده بود. دستور آمد که شریعه را ببند! من به افراد خود دستور دادم که کاملاً مواظب بر شریعه باشند تا کسی از افراد سیّدالشّهدا نتواند آب بردارد.
تشنگی بر آنها غلبه کرده بود. یک روز دیدم ابوالفضل با عدّهای آمد و همۀ صفوف را شکافت و همۀ افراد را درهم ریخت و کنار زد تا وارد شریعه شد و مشکها را پر از آب کرد و رفت. من به عمر سعد گزارش دادم که افراد ما برای محافظت از شریعه کم هستند!
واقعاً شقاوت به کجا میرسد؟ آدم تعجّب میکند! انسان باید تا آخر عمر به خدا پناه ببرد که در آخر عمر عاقبت به خیر شود! این شخص همان شخصی است که در جنگ صفّین در لشکر امیرالمؤمنین علیه السّلام خیلی فداکاری میکرد.1 امّا کمکم ورق برمیگردد.
در تاریخ دیدم که همین شبث بن رِبعی از افرادی بود که ملازم با امیرالمؤمنین بود ولی نوسان داشت؛ از افرادی بود که در کشتن عثمان دخالت داشت،2 و بعداً جزو اطرافیان امیرالمؤمنین علیه السّلام شد، سپس برگشت، بعداً دوباره آمد. در جنگ امام حسن علیه السّلام با معاویه شرکت کرد، بعداً به حضرت خیانت کرد!3 آدم عجیب و غریبی بود! آخر هم به کربلا آمد.
آن شخص میگفت:
عمر سعد چهار هزار نفر دیگر را به افراد من ضمیمه کرد. دوباره دیدم که
- الإصابة، ج 3، ص 303.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 3، ص 167.
- علل الشّرایع، ج 1، ص 220.

