لزوم تبعیّت از سیره رسول خدا
17فرمودند: «آقا! این حرفها چیست؟ تا یک حدودی که برای انسان مسلّم باشد که این مسئله منطبق با شرع است، تا یک حدودی!»
بعد ما قدری بیشتر با ایشان صحبت کردیم که: اگر در موضوع و یا حکم، و یا در تشابه بین موضوع و اختلاف در مصادیق، اشکال پیدا شد و یا شک کردیم و امثال ذلک، مسئله چطور است؟ دیدیم ایشان اصلاً هیچکدام از این مطالب را قبول ندارد و میگویند: «این حرفها چیست؟! فقط در یک محدودۀ خاصّی میشود متابعت کرد!»
روزی برای دیدن یکی از آقایان که به مشهد آمده بود رفته بودیم، شخص دیگری هم ملازم با او بود و آن شخص هم از آقایان و اهل علم بود. صحبت در این بود که تبعیّت از فقیه و اجرای ولایت مطلقۀ فقیه به چه نحوی است؟ آیا بهطور مطلق است یا اینکه حد میخورد و به بعضی از موارد اختصاص دارد، نه همۀ موارد؟ ایشان که از مسائل فلسفی و حکمی هم اطّلاع داشت و به قول معروف، اهل بخیه بودند، استدلال میکردند به اینکه:
روایات و ادلّهای که بر متابعت از ولایت فقیه وجود دارد قطعاً ولیّ فقیهی را میگوید که احکام را از کتب و اصول ظاهری بهدست آورده باشد؛ و الاّ آن ولیّی که به مقام ولایت رسیده باشد، مانند حضرت خضر علیه السّلام، شکّی نیست که او میتواند هر کاری را انجام دهد و جای صحبت و اشکال نیست. آن ولیّی که چشمش به غیب باز است و از غیب إشراف بر قضایا دارد و نیازی به اثبات ندارد، در امکان انجام کارها نسبت به او شکی وجود ندارد و میتواند هر کاری را انجام دهد. حضرت خضر علیه السّلام میتواند آن طفل را بکشد، میتواند آن کشتی را از بین ببرد، میتواند آن دیوار را خراب کند و بسازد؛ این کارها را میتواند انجام بدهد!
امّا صحبت در جایی است که ما شک داشته باشیم که آیا این شخص بهطور مطلق هر امر و نهیی میکند، باید از او متابعت شود یا نه؟ در آنجا لازم است که از او متابعت شود. و این اختصاص دارد به علمایی که از راه ظاهر به مقام

