کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
20سپس حضرت میفرماید:
و لَقَد کُنتُ أتَّبِعُهُ اتّباعَ الفَصیلِ أثَرَ أُمِّهِ.
«همانطور که آن ملک برای پیغمبر یکبهیک مسائل را روشن میکرد، من هم از پیغمبر دقیقاً و لحظهبهلحظه متابعت میکردم، همانطوریکه فصیل و بچّهشتر بهدنبال مادرش حرکت میکند و قدم در جای پای او میگذارد.»
یَرفَعُ لی فی کُلِّ یَومٍ مِن أخلاقِهِ عَلَمًا [و یأمُرُنی بِالاقتِداءِ بِهِ].1
«در هر روز علَمی از علائم و نشانهای از نشانههای پروردگار را برای من روشن میکرد که از آنها چه مسائل و حقایقی برای من باز میشد! [و مرا به پیروی و متابعت از آن اخلاق امر میفرمود.]»
اینها دیگر مسائل بعدی است! از هنگام طفولیّت، این خصوصیّت پیغمبر اکرم بود. امیرالمؤمنین علیه السّلام از پیغمبر اکرم نقل میکند که حضرت میفرماید:
هیچگاه در طول زندگی، در دوران طفولیّت یا بعد از آن، یک عمل از آن أعمالی که أقران و أمثال من انجام میدادند، از من سر نزد مگر در دو نوبت، که در هر کدام از این دو نوبت، پروردگار آمد و مانع شد.2
و این مسئلۀ خیلی دقیقی است. این مطلب را در نظر داشته باشید تا بعد از اینکه ما بهعنوان مقدّمه، سیره و تاریخ پیغمبر را میگوییم، بتوانیم به آن نتیجه برسیم که آن نتیجه خیلی مهم است!
حضرت میفرماید:
پیغمبر اکرم به من فرمود: یک شب من که سنّم حدود هشت سال بود، (عادت بچّهها این بود که بیایند و بازی کنند، در مجالس شرکت کنند، خیلی در کارها و رفتارشان مبالات و توجّهی ندارند.) به آن شخصی که با هم گوسفندها را در این شِعبها و کوههای مکّه به چرا میبردیم، گفتم: «این گوسفندان را به چرا ببر و از آنها محافظت کن! تا من به مکّه بروم و با همین
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 300، خطبه 192.
- تاریخ الطبری، ج 2، ص 279؛ دلائل النبوّة، بیهقی، ج 2، ص 33.

