کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
21بچّهها و افرادی که در آنجا هستند، مشغول صحبت و مسامره1 شوم.
گوسفندان را به آن شخص سپردم و به سمت مکّه حرکت کردم، نزدیک غروب، در مکّه صدایی جلب توجّه کرد، دیدم از خانهای صدای دف و نی و آواز و موسیقی بلند است.» حضرت به طرف آن صدا حرکت میکند، و وقتیکه میآیند میبینند: که در آنجا مجلس عروسی است و افراد آن منزل به طرب مشغولاند. حضرت در آنجا مینشینند که توجّه به آن طرب و موسیقی داشته باشند، که یکمرتبه خواب آن حضرت را فرا میگیرد. با طلوع شمس و شدّت حرارت آفتاب بر بدن آن حضرت، ایشان از خواب بلند میشوند و میبینند که روز شده است! حرکت میکنند و به سمت آن کوه بر میگردند. آن شخصی که گوسفندان آن حضرت را نگه داشته بود ـ و او هم طفلی مانند خود حضرت بود ـ تعجّب میکند و میگوید: «تابهحال کجا بودی؟» حضرت نیز جریان را شرح میدهند.
همین قضیّه در شب بعدی نیز اتّفاق میافتد و دوباره آن حضرت را خواب فرامیگیرد بهطوریکه حضرت به آنجا که میرسند، یکمرتبه میافتند و با طلوع شمس از خواب برمیخیزند!2
خلاصه اینکه: حضرت دیدند که انگار مسئله، چیز دیگری است و خداوند برای ایشان این مطالب را نپسندیده است و فقط باید به همان چوپانی مشغول باشند؛ «گروهی آن، گروهی این پسندند!»3
احتمال دارد که در جلسات آینده راجع به تحریف دین توسّط علما، که خود پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نیز در زمان حیات خویش به این مسئله مبتلا بودند، مطالبی مطرح کنم؛ البتّه تا حدودی که سازنده باشد، و از حد تجاوز نشود.
در روایتی در همین زمینه میفرماید:
- لغتنامۀ دهخدا: «مسامره: شبنشینی، قصهگویی در شب.»
- تاریخ الطبری، ج 2، ص 279؛ دلائل النبوّة، بیهقی، ج 2، ص 34.
- دو بیتیهای بابا طاهر، دو بیتی شمارۀ 40.

