کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
22پیغمبر اکرم در هنگام طفولیّت و در سن هفت سالگی بودند و مردم مشغول ترمیم خانۀ کعبه (یا بنّایی در اطراف بیتاللَه الحرام) بودند. بچّهها میآمدند و سنگ و کلوخ و وسائل بنّایی را در لباسهایشان میریختند، (و رسم بر این بود که بچّه عربها در زیر لباس عربی، شلواری نمیپوشیدند) پیغمبر نیز همراه با آنها از همین سنگ و کلوخها برمیداشت و در لباس عربی میریخت و بعد میرفت و خالی میکرد. یک دفعه که بار پیغمبر سنگین بود [پیغمبر لباس خود را بالا میآورند و به گردن خود میبندند تا بار سنگها کمتر شود] همینکه پیغمبر میخواهد سنگها را بردارد ناگهان ملکی صدا میزند: «یا محمّد، لباست را بینداز!» پیغمبر هر چه اینطرف و آنطرف را نگاه میکند کسی را نمیبیند. دوباره همّت میکند برای اینکه سنگها را بردارد، ناگهان دوباره صدایی میشنود که: «یا محمّد، لباست را بینداز!» حضرت دوباره به اینطرف و آنطرف نگاه میکند و گویندهای را نمیبیند. همینکه میخواهد سنگها را بردارد آن ملک میآید و با بال خودش میزند به دست پیغمبر و تمام آن سنگها را روی زمین میریزد.1
این را میگویند هدایت شخصیه؛ یعنی از هنگام کودکی نمیتواند یک عمل خلاف انجام بدهد. این برنامه و منهاج پیغمبر اکرم در دوران طفولیّت بود.
سنّت حفظ و صیانت خداوند نسبت به انبیا علیهم السّلام از طفولیّت
طبری در تاریخ خود روایتی از امام باقر علیه السّلام نقل میکند و میگوید:
یکی از اصحاب امام باقر علیه السّلام این روایت را برای من نقل کرد و گفت: از آن حضرت پرسیدم: تفسیر این آیه چیست که میفرماید:
﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾؛2
«علم غیب اختصاص به پروردگار متعال و کسی که به مقام رسالت رسیده باشد دارد و ملکی میآید و آن راه را به او نشان میدهد و نگهبان و محافظ
- شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 13، ص 208.
- سوره جن (72) آیه 27.

