کیفیّت هدایت اختصاصی و اطلاع اولیاء خدا بر حقائق غیبی و وحیانی
24میکند که او را از رسیدن به آن راه و قضیّه باز میدارد؛ مثلاً شخص میخواهد عملی را انجام دهد، ناگهان میبینید که مریض شد! اگر مریض نمیشد به این قضیّه مبتلا میشد. و لذا برای راهیابی به مطلوب، بر انسان لازم است مطالبی که بزرگان بیان میکنند را دقیقاً انجام دهد، هم از نظر اثبات و هم از نظر عدم و نفی.
از نظر اثبات: مثلاً میگویند: «آقا بلند شو برو فلانجا! از این راه برو و از این خیابان برو!» انسان نگاه میکند و میبیند که الآن این خیابان شلوغ است، لذا سر ماشین را کج میکند و میگوید: از این خیابان برویم که خلوتتر است. از این خیابان میرود و به مقصد هم میرسد؛ امّا احتمال دارد اگر از آن خیابان میرفت، قضیّه و مطلبی برای او پیدا میشد که میبایست همان راه را برود تا آن مطلب برای او پیدا شود؛ مثلاً با شخصی برخورد میکرد و منظرهای میدید و یا بودن در آن خیابان و آن موقعیّت، حالی برای او پیش میآورد که حتماً برای رسیدن به آن حال میبایست نهتنها به آن ذیالمقدّمه و به آن مقصد برود، بلکه باید مقدّمه را هم بر طبق گفتۀ او تنظیم کند.
ولی ما میرویم و به مقصد میرسیم و میبینیم که مطلب را انجام دادهایم، امّا دیگر از آنچه از ما فوت شده است و میبایست در این مسیر برای ما پیدا شود، خبر نداریم؛ او این را میداند و ما نمیدانیم. این از نظر اثباتی.
و امّا از نظر نفیی: اگر ما راه دیگری را انتخاب کنیم، ممکن است در این راهی که انتخاب کردیم شیطانی بر سر راه ایستاده باشد و یا قضیّهای در مسیر ما واقع شده باشد و یا مطلبی در جلوی چشم ما قرار گرفته باشد و حالی که متناسب با بودن ما در آن موقعیّت و در آن مکان است، متحقّق شده باشد که آن حال برای ما ضرر دارد؛ حالا ما مسیر خود را برمیگردانیم و به آنطرف حرکت میکنیم، وقتی به آن نقطه میرسیم یک اثر نفسانی در ما پیدا میشود که دیگر به این زودی از بین نمیرود، یا شخصی را میبینیم که مانعی برای ما ایجاد میکند، و امثال ذلک.

