شروع دعوت علنی پیامبر اکرم با انذار عشیره و اقوام خود
20این روایت را همانطوریکه تاریخ طبری نقل کرده است، نقل میکند. در زمان حیاتش همین کتاب حیات محمّد تجدید طبع میشود و ایشان میآید و عبارت: «خَلیفَتی مِن بَعدی» را حذف میکند و بهجای آن عبارت: «أیُّکَم یوازِرُنی علی أن یَکونَ أخی و کذا و کذا» را قرار میدهد.
1 یک نویسندۀ حرّ و آزاد، از ملّتی است که ادّعای حرّیت میکنند و خود را أشرف أقوام عرب و سر سلسلۀ مکتب حرّیت و آزادی میدانند! کجای این، حرّیت است؟! کجای این، آزادی است؟! این خیانت نیست؟! این تحریف نیست؟! این اغوای مردم نیست؟! اگر شما به مرام و مکتب خودتان ایمان و اعتقاد داشتید، چه پروایی از بازگو کردن حقایق و مسائل داشتید؟! تا انسان ریگی به کفش نداشته باشد، چه پروایی دارد از اینکه مطلب بیان شود؟!
لزوم بیان تمام حقایق و حفظ امانت و دقّت در نقل مسائل
ما باید در ذکر عناوین و اوصاف، خیلی دقّت کنیم، و همانطوری بیان کنیم که منطبق بر واقع باشد و از خودمان کموزیاد نکنیم! در بازگو کردن مسائل و مطالب از خودمان اظهار رأی نکنیم! پیغمبر میخواهد این عنوان را از ابتدای بعثت و از ابتدای رسالت عامّۀ خودش، برای مردم بیان کند؛ آنوقت میآیند و جلوگیری میکنند و نمیگذارند! [میگویند]: ای رسول خدا، ما تا حدودی تو را قبول داریم که با ریاست و با سیاست ما در تضاد نباشد؛ اگر در تضاد باشد، حرفهایت را حذف میکنیم! تا حدودی مطالب تو را قبول داریم که به منافع ما برنخورد؛ اگر بر بخورد، حرفهایت را حذف میکنیم!
مذهب تشیّع، یک مذهب آزاد است! از کسی ترس ندارد و نیازی به تمجید و تنقید بیجا از کسی ندارد!
نقل میکنند:
یکی از علما در یکی از شهرها شروع کرده بود خواصّی از پیش خودش برای
- رجوع شود به امام شناسی، ج 1، ص 93.

