شروع دعوت علنی پیامبر اکرم با انذار عشیره و اقوام خود
21قرآن درآورده بود و روایت جعل میکرد؛ شروع کرده بود از سورۀ حمد تا سورۀ ناس، 114 روایت برای خواص قرآن جعل کرده بود!
یکی از علما از وی پرسید: «من این روایاتی را که تو نقل کردهای، در هیچ کجا ندیدهام!»
گفت: «من دیدم مردم قرآن نمیخوانند، گفتم شاید به اینوسیله مردم متوجّه خصوصیّات و آثار قرآن بشوند و بیایند و قرآن بخوانند!»1
این حرام است! اغوای مردم و از بین بردن ارزشها و معیارها است! این از پیشِ خود یک مطلب را مطرح کردن است. چرا انسان بخواهد تحریف بکند؟! خب بیاید اصل مطلب را بیان بکند!
لزوم دقّت در ذکر عناوین و القاب اشخاص
یادم هست امسال در طهران بودم و در یکی از روزها که نشسته بودم و به مطالب شخصی توجّه میکردم، دیدم ایشان مطلبی را از بنده نقل کردند؛ مطلب از این قرار بود:
پارسال در همینموقع، روزی با حضرت آیة اللَه علاّمۀ والد ـ أدام اللَه ظلّه ـ صحبت میکردیم و بحث کشیده شد به کتاب مثنوی و اینکه کتاب بسیار دقیق و مهمّی است. من خدمت آقا عرض کردم: من هر بار که مثنوی را خواندم، یک معنای جدیدی از حکایات و اشعار آن به ذهنم آمده است!
ایشان به من فرمودند:
پس این مطلب را هم از من بنویس! شنیدم از مرحوم حاج سیّد هاشم حدّاد ـ رضوان اللَه علیه ـ که ایشان میفرمودند: شنیدم از مرحوم قاضی ـ رضوان اللَه علیه ـ که: «من هشت بار کتاب مثنوی را مطالعه کردم، و در هر مرتبه معنایی به ذهن من آمد، سوای معنای قبل!»2
- الوضّاعون و أحادیثهم الموضوعة، علاّمه امینی، ج 1، ص 312؛ مستدرک الوسائل، ج 1، ص 12.
- مطلع انوار، ج 2، ص 117، تعلیقه 1؛ مهر تابناک، ج 1، ص 263.

