شروع دعوت علنی پیامبر اکرم با انذار عشیره و اقوام خود
35خون شدن خاک کربلا نزد اُمّسلمه در روز عاشورا
از این قضیّه میگذرد و حضرت این خاک را به سیّدالشّهدا علیه السّلام میدهند و سیّدالشّهدا به اُمّسلمه میسپارد که جریانش مفصّل است.1
در بعدازظهر روز عاشورا ناگهان مردم مدینه میبینند که صدای شیون از خانۀ اُمّسلمه بالا میرود؛ به حیاط منزل آمده است و بر سر میزند و صدایش را به گریه بلند کرده است و میگوید:
الآن پیغمبر را در خواب دیدم که صدای گریۀ حضرت بلند است و میگوید: «ای اُمّسلمه، الآن فرزندم را شهید کردند، الآن حسینم را شهید کردند!»2
مناجات حضرت زینب در قتلگاه و تأثیرات شهادت حضرت سیّدالشّهدا در فضای کربلا
راوی میگوید:
وقتیکه سیّدالشّهدا علیه السّلام را شهید کردند، ناگهان ابری سیاه تمام فضا را پر کرد و غباری برخاست،3 و گویا زلزلهای در شرف وقوع بود و تمام عالم بههم خورده بود!4
راوی میگوید:
فراموش نمیکنم حضرت زینب را که در اینحال، با سر و پای برهنه به سمت قتلگاه میدود و پیوسته بر سر میزند و صدایش را بلند میکند به:
«وا محمّداه! وا علیّاه! هَذا حسینٌ مجزوزُ الرأس مِن القفا؛ ”ای جدّاه! ببین چگونه فرزندت را میکشند!“
مَسلوبُ العِمامَةِ و الرِّداءِ، بِنَفسی مَن لَهُ الهُمومُ حتّی قَضیٰ، بِنَفسی مَن هو العَطشانُ حتّی مَضیٰ، بِنَفسی مَن شَیبَتُه تَقطُرُ بالدِّماء!
یا محمّداه! هذا حُسَینُکَ بِالعَراءِ، تَسِفی علَیه الصَّبا!»5
- بحار الأنوار، ج 44، ص 331 و 332.
- الهدایة الکبری، ص 203، با قدری اختلاف.
- تهذیب الکمال، ج 6، ص 432؛ تاریخ مدینة دمشق، ج 14، ص 226
- کامل الزیارات، ص 264.
- برگرفته از اللهوف، ص 133. ترجمه:
«وامحمّداه! واعلیّاه! این حسین است که سرش از قفا بریده شده است؛ عمامه و ردایش دزدیده شده است! جانم به فدای آن که غصهدار بود تا اینکه از دنیا رفت. جانم به فدای کسی که تشنه بود تا وقتی که از دنیا رفت. جانم به فدای کسی که خونها از محاسنش میچکید.
یا محمّداه! این حسین است که در بیابان خشک کربلا بر زمین افتاده است، باد صبا خاک بر رویش میریزد!» (محقّق)

