شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
11محفوظ، ولی تحقیق کردن و پرداختن به یک مسئلۀ علمی از این مطالب جداست و آن باید بهجای خودش صحبت شود.
این روش، روشِ محقّقانه است. در روز قیامت از انسان سؤال میکنند: «چه روشی در زندگی خودت داشتی؟» این فقط مربوط به ما طلبهها نیست، همه همینطور هستند که باید متناسب با آن فکر و سعۀ خودشان، یک مرامِ حُر و آزادی را در زندگی بهعنوان مرام و منهاج خود در پیش بگیرند؛ و به صرف اینکه ما عالم نیستیم و امثال ذلک، این عذر از آنها پذیرفته نمیشود.
اینهایی که الآن با توحید و وحدت وجود و امثال ذلک مخالف هستند، تمام اینها براساس علم و یقین و ادراک نیست، بلکه تمام اینها براساس تقلید است: «فلان آقا با آن یال و کوپالش مخالف با وحدت وجود بود، پس ما نمیتوانیم موافقت کنیم! فلان آقا با آن موقعیّت و عمامه و ریش کذایی، مخالف با مسئلۀ توحید بود، لذا ما الآن نمیتوانیم این کار را بکنیم!» گرچه به ظاهر نگویند، ولی در سویدای وجود خود نمیتوانند تصوّر کنند که میتوانند راجع به این مسئله، جدای از افهام و افکار آنها دقّت کنند؛ و به این میگویند تقلید!
تأسّی به سنّت پیغمبر اکرم برای رهایی از تقلید
تأسّی به سنّت پیغمبر اکرم یعنی انسان از تقلید بیرون بیاید و ببیند که پیغمبر چهکار میکرد! هر کسی هرچه میخواهد بگوید، بگوید؛ به من چه مربوط است؟! ببیند ائمّه چهکار میکردند! هر حرفی هر کسی میخواهد بزند، بزند! تأسّی به سنّت پیغمبر یعنی این؛ یعنی تأسّی به حقیقت. آنچه که ما هیچ نوع خدشه و خللی نمیتوانیم در آن بیابیم، فقط و فقط کردار پیغمبر و سیزده معصوم دیگر است، و السّلام! ما سراغ همین میرویم و همین مطلب را میگیریم.
صحبت در این است که اگر حقیقت دیگری سوای این مطلب برای ما بهدست میآمد، جای تأمّل و شکّی در لزوم گرایش و تبعیّت نبود؛ ولی صحبت در این است که آنچه به ما گفتهاند و عقل ما آن را میپذیرد فقط عبارت است از چهارده معصوم، و ما تنها باید به تاریخ آنها مراجعه کنیم و ببینیم که آنها چهکار میکردند.

