شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
20یا فرض کنید: اقتضا میکند که امام علیه السّلام فعلاً فلانجا برود؛ آیا چون امام به آنجا رفته است، بنده نیز باید بروم؟! نهخیر، شاید رفتن تو صحیح نباشد! امام علیه السّلام به منزل فلانی رفته است، خُب بنده هم بروم! شاید رفتن برای شما صلاح نباشد!
یا فرض کنید: امام علیه السّلام در فلان ساعت از روز استراحت میکند و بین ساعت دو و سه بعدازظهر میخوابد؛ خُب به من چه مربوط است؟! بنده خوابم میگیرد و میخواهم قبل از ظهر بخوابم! البتّه یکوقت ما در روایات نهی داریم بر اینکه در آن ساعت نخوابید و در فلان ساعت بخوابید،1 این یک مطلب دیگری است؛ امّا صحبت در این است که ما با این دو چشم ظاهر و با احساسات خودمان داریم با رفتار امام برخورد میکنیم! مطلب این است.
تأثیر شرایط زمان و مکان در برخی أعمال اهلبیت علیهم السّلام
مقداری از رفتار و کردار امام مربوط به شرایط زمان و مکان است و آن شرایط اقتضا میکند که امام این عمل را انجام دهد؛ خب من اکنون نمیتوانم تأسّی کنم و نمیتوانم بگویم: چون حضرت در این شرایط این کار را میکرد، بنده نیز باید الآن این کار را انجام بدهم!
لذا ما نمیتوانیم در خصوصیّاتِ این کارها بیاییم بهعنوان یک سنّت و بهعنوان یک روش تبعیّت کنیم و اعلام کنیم که فلان کار امام یا فلان کار پیغمبر سنّت است. خود آن حضرات، افعالی را که باید در میان مسلمین ترویج پیدا کند، بیان میکنند.
منبابمثال: همین مسئلۀ مهرالسّنه، اینکه الآن میگویند که: «مهرالسنّه در آن
- از باب نمونه: من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 502:
«قالَ الباقِرُ علیه السّلام: ”النّومُ أوّلَ النّهارِ خُرقٌ، و القائِلةُ نِعمةٌ، و النّومُ بَعدَ العَصرِ حُمقٌ، و النّومُ بَینَ العِشاءَینِ یَحرِمُ الرِّزقَ.“»
ترجمه: «امام باقر علیه السّلام میفرماید: ”خواب در ابتدای روز مایۀ نادانی و کودنی است، و خواب قیلوله (خواب کوتاه نیمروز) نعمت است، و خواب پس از عصر مایۀ حماقت و ابلهی است، و خواب میان مغرب و عشاء مایۀ محرومیّت از روزی است.“» (محقّق)
- از باب نمونه: من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 502:

