شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
24دیگر نعلین مستحب نیست؛ بلکه مریض میشوی و میمیری! یا فرضاً در جایی که نیم متر گِل و آب است، نمیتوانی نعلین بپوشی، خیس میشوی و سرما میخوری و روماتیسم میگیری! بله، اگر شرایط مناسبی از نظر آب و هوا و مسائل دیگر مهیّا باشد، پوشیدن نعلین خوب است. حالا آیا ما جائز است که این را به همۀ افراد در همۀ شرایط و در همۀ ازمنه گسترش و سرایت بدهیم؟ اینطور نیست؛ آنجا یک شرایطی بوده است و اینجا یک شرایط دیگری است، و به همدیگر مربوط نیستند.1
فهمیدنِ اینکه چه چیز مستحب است و چه چیز سنّت است، به تحقیق و تأمّل نیاز دارد.
در آن زمان، مگر چشم مردم ضعیف نمیشد، آیا در آن زمان عینک میزدند؟! ما بگوییم چون آن زمان چشمشان ضعیف میشد و عینک نمیزدند، پس ما هم نزنیم! هر زمانی و هر مکانی شرایط خاصّی دارد، و ما باید آن مطالب کلّی را در شرایط و در حدود خودمان پیاده بکنیم؛ این است مطلب!
مهمانی به منزل امام صادق علیه السّلام آمد. در آن زمان یک نوع خاصّی از نان وجود داشت که مانند نان شیرینی و نان روغنیِ امروزی بوده است و ظاهراً قیمتش از
- الکافی، ج 6، ص 466:
«عَن داوُدَ الرَّقّیِّ قالَ: خَرَجتُ مَعَ أبیعَبدِاللهِ علیه السّلام إلىٰ یَنبُعَ، فَلَمّا خَرَجَ رَأیتُ عَلَیهِ خُفًّا أحمَرَ، فَقُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِدَاکَ! ما هٰذا الخُفُّ الأحمَرُ الَّذی أراهُ عَلَیکَ؟ فَقَالَ: ”خُفٌّ اتَّخَذتُهُ لِلسَّفَرِ، و هُوَ أبقىٰ عَلَى الطّینِ و المَطَرِ و أحمَلُ لَهُ.“ قُلتُ: فَأتَّخِذُها و ألبَسُها؟ قَالَ: ”أمّا فی السَّفَرِ فَنَعَم، و أمّا فی الحَضَرِ فَلا تَعدِلَنَّ بِالسَّوَادِ شَیئًا.»
ترجمه: «داود رِقّی گوید: همراه امام صادق علیه السّلام از مدینه به سمت قریهای به نام یَنبُع خارج شدم. وقتی حضرت خارج شدند، در پای حضرت کفش قرمزی دیدم؛ عرض کردم: جانم به فدایت، این کفش قرمز رنگ چیست؟ فرمودند: ”این کفش را برای سفر پوشیدم؛ چراکه برای گِل و باران، بادوامتر است.“ عرض کردم: آیا من هم از اینها بگیرم و بپوشم؟ فرمود: ”در سفر بله، امّا در حَضَر چیزی را با کفشهای سیاه عوض نکن.“» (محقّق)
- الکافی، ج 6، ص 466:

