شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
28زیاد صحبت کردن، انسان را تهی میکند. انسان یک وزانی دارد، یک اندوختهای دارد و یک متانتی دارد؛ مخصوصاً افرادی که در راه تعالی حرکت میکنند و قدم برمیدارند، باید خیلی به این مطلب توجّه کنند. بعضیها خیال میکنند که اگر یک جا بروند ولی صحبت نکنند انگار این مجلس، دستِ خالی است، مجلسش بهدرد نمیخورد و فایدهای ندارد! با رفیقش نشسته است، میخواهد به هر صورتی باب صحبت را باز کند؛ خب حرف نزن، بگیر بنشین، حالا مگر کسی از تو طلبی دارد؟! یا آیا اگر این حرف را نزنی، به جایی برمیخورد یا مسئلهای حادث میشود؟!
صرف صحبت کردن، ولو اینکه تهمت یا غیبت نباشد ـ گرچه غالباً در این صحبتها غیبت و تهمت پیش میآید ـ از اندوختۀ انسان کم میکند و متانت انسان را از بین میبرد! دیدهاید بعضیها سنگین هستند و وقار دارند؟ وقتی انسان به چهرۀ آنها نگاه میکند یک سرمایهای در وجود آنها احساس میکند. این وقار برای این است که اینها ساکت هستند. امّا افرادی که صحبت میکنند، ولو اینکه فرد خوبی هم باشند، ولی چون زیاد صحبت میکنند آدم میبیند که انگار چیزی ندارند و پوچ هستند و در وجودشان چیزی نیست. صحبت مانند آن ثُلمه و سوراخی میماند که به یک کیسهای وارد میشود و کمکم آن اندوختۀ کیسه را کم میکند. افرادی که زیاد صحبت میکنند، واردات الهی در قلب آنها خیلی کم است.1
- رسالۀ لبّ اللّباب، ص 126:
«سیزدهم: صمت؛ و آن بر دو قسم است: سکوت عام و مضاف، و سکوت خاص و مطلق.
سکوت عام و مضاف عبارت است از: حفظ لسان از تکلّم به قدر زائد بر ضرورت با مردمان. بلکه سالک باید اکتفا کند به قدر ضرورت و به أقلّ ما یمکن، و این صمت در همۀ دوران سلوک در تمام اوقات لازم است، بلکه مىتوان گفت: مطلقاً ممدوح است. و اشاره به همین صمت است قوله علیه السّلام: ”إنَّ شیعَتَنا الخُرُس؛ [شیعیان ما زبانشان بسته است.]“
و نیز آنچه در مصباح الشّریعة از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده است که: ”الصّمتُ شِعارُ المحبّین، و فیه رضا الرّبِّ، و هو مِن أخلاقِ الأنبیاءِ و شِعارُ الأصفیاء؛ [سکوت شعار محبّان است، و خشنودى خدا در آن است، و آن از اخلاق پیامبران و شعار برگزیدگان است.]“
و در حدیث بزنطى است از حضرت رضا علیه السّلام: ”الصّمتُ بابٌ مِن أبوابِ الحکمةِ، و إنّه دلیلٌ علىٰ کلِّ خیر؛ [سکوت درى از درهاى حکمت است، و رهنماى به هر خیرى است.]“
قسم دوّم، که سکوت خاص و مطلق است، عبارت است از: حفظ لسان از تکلّم با ناس در حین اشتغال به اذکار حصریّۀ کلامیّه؛ و در غیر آن، غیر مستحسن است.»
- رسالۀ لبّ اللّباب، ص 126:

