شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
29سنّت پنجم: عدم مدح و یا ذمّ از غذا
پنجم: حضرت وقتی که غذا میخوردند، نه مدح میکردند و نه ذمّ میکردند.1 نه میگفتند: چرا غذایت بد است! و نه میگفتند: چرا غذایت خوب است! غذا میخوردند و سپس بلند میشدند و میرفتند. چون اگر میگفتند که غذایت خیلی خوب است، خب همهجا باید همین تعریف را بکنند؛ اگر در جایی یادشان میرفت یا کمتر تعریف میکردند، فوراً در ذهن صاحبخانه این مطلب پیدا میشد که: در آن جلسه پیغمبر اینقدر تعریف کرد ولی الآن در جلسۀ ما اینقدر تعریف کرد! و این باعث شرمندگی وی میشد.
اصلاً بعضی از مدحها و ذمها به حرمت و گناه کشیده میشود! من در بعضی از مجالس میبینم که شخصی بسیار هم زحمت کشیده و بنا بر وُسع خودش غذایی تهیه کرده است، ولی بعداً مذمّت شده و این مذمّت باعث ناراحتی شده است؛ این نوع مذمّت کردن و انتقاد، حرام است! نماز شب خواندن و ذکر و ورد، انسان را نمیرساند؛ ترک محرّمات، انسان را به مقصد میرساند!
یکوقت یکی رفیق است و خودمانی است و یک نفر یا دو نفر مینشینند و با همدیگر صحبت میکنند، آنجا هم نمیگوییم اشکال ندارد؛ بلکه اینهم مرام پیغمبر نیست. من نمیخواهم از خودم بگویم؛ میگوییم: بر فرض اینکه اگر شما بخواهی در یک مورد تنازل کنی، در آن موردی است که مطلبی با آن شخص نداشته باشی، و اگر بدگوییاش هم کردی و هزار اشکال هم گفتی، به او برنخورَد و ناراحت هم نشود.
امّا اینکه در سفرهای که افرادی نشستهاند و این شخص با بعضی از آنها
- عیون أخبار الرضا علیه السّلام، ج 1، ص 317.

