شروع دعوت علنی، معنای سنت و برخی از سنن رسول خدا
30رودربایستی دارد و خلاصه نباید در آنجا هر مطلبی گفت، انتقاد از غذا که: «خوب بود بهجای این غذا، فلان غذا را میپختی!» شرعاً حرام است!
حرمت دیگرش این است که این استخفاف به نعمت خدا است! چه فرقی میکند که نعمت خدا برنج باشد یا نان باشد؟! اوّلاً خاصیت نان بیشتر از برنج است، وانگهی نعمت خدا که فرقی نمیکند و شما داری نعمت خدا را استخفاف میکنی؛ زیرا معنای ذمّ از غذا این است که: «چرا فلان غذا را درست نکردی؟!» و این غلط است که آدم بگوید که: «این نعمت را میخواهم و آن یکی را نمیخواهم! چرا این را آوردی و آن را نیاوردی!» اینها آدابی است که یک مسلمان باید به آنها متأدّب شود.
سنّت ششم: معاشرت با مردم در حال توجّه قلبی به خدا
ششم: پیغمبر اکرم با مردم بودند و با مردم رفتوآمد داشتند، ولی از آنها برحذر بودند؛1 یعنی با مردم نشست و برخاست میکردند، ولی دلشان را به مردم نمیدادند، و فکر و ذهنشان جای دیگری بود، امّا خب مینشستند، بلند میشدند، سلام و علیک میکردند. پیغمبر آداب و امور متعارف را انجام میدادند.
سنّت هفتم: عدم هول و هراس از ابراز حق
هفتم: برای ابراز حق، ترسی از کسی نداشتند که چه اتفاقی میافتد؛2 حق را میگفتند، حالا هرچه که بود. حق باید گفته شود، ولو اینکه آن افرادی که در آنجا هستند، آنموقع این حق را نپذیرند؛ امّا او میرود به شخصی میگوید، و همان شخص که میپذیرد کافی است.
سنّت هشتم: مُصلحان جامعه، افضل افراد نزد رسول خدا
هشتم: بهترین افراد پیش پیغمبر کسی بود که مردم را نصیحت میکرد، عیوب مردم را تذکّر میداد، مطالبی که به ذهنش میآمد میگفت. پیغمبر این افراد را خیلی دوست داشتند، این افرادی که باعث اصلاح جامعه بودند؛ نه اینکه هرچه میبینند توجیه و تأویل کنند و مطلب را کنار بگذارند. أنصحِ برای مسلمین، محبوبترین افراد پیش پیغمبر بودند.3
- الی 4 . همان، ص 318.

