مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
10شروع میکنند به خوردن و ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾ میگویند.
عدّاس به پیغمبر میگوید: من تابهحال چنین اسمی نشنیدهام!
حضرت به عدّاس میفرماید: «تو از کجایی و دینت چیست؟»
میگوید: «من نصرانی، و اهل نینوا هستم.»
حضرت میفرمایند: «بهبه! مرحبا به تو که از سرزمین برادر من یونس بن متی هستی!»
میگوید: در اینجا کسی یونس بن متی را نمیشناسد؛ چطور ایشان برادر شماست؟
حضرت نیز رسالت خود را عرضه میدارند و میفرمایند: «بله، او پیغمبر بود و من نیز پیغمبر هستم!»
عدّاس خیلی مبتهج میشود و میگوید: «عجب! من در انجیل و تورات خوانده بودم که چنین پیغمبری میآید و چقدر انتظار شما را میکشیدم!» و همانجا مسلمان میشود و روی دست و پای پیغمبر میافتد و از آن مسلمانهای حسابی میشود.1
یعنی تمام زحمت پیغمبر برای این سفر،2 فقط برای هدایت یک نفر بوده است! حالا از آن یک نفر، چه مسائلی در آینده بهوجود میآید، بماند!
علّت اصلی سفر کردن اولیای الهی
بهطورکلّی علّت حرکت و مسافرت اولیای خدا این است که در لوح ضمیر آنها، صورتی از شخصی جلوه و تجلّی میکند و وقتی آن صورت را قابل برای هدایت بدانند، زحمت رفتن و رسیدن به او را بر خود هموار میکنند و از آن شخص دستگیری مینمایند. [البتّه] نحوۀ رفتن و دستگیری آنها تفاوت پیدا میکند و مبهم است و چندان
- . مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 1، ص 68؛ السیرة النبویّة، ابنهشام، ج 1، ص 421؛ با قدری اختلاف در مصادر.
- . جهت اطّلاع پیرامون آزار و اذیّتهای مردم طائف بر پیغمبر اکرم، رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 340.

