مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
11هم روشن نیست؛ لذا کار آنها و مرام آنها با مرام ما فرق میکند. برای پیغمبر اکرم مسئلۀ یک نفر مطرح نبود، مسئله این بود که از این شخص دستگیری شود و هدایت شود؛ این برای حضرت مطرح بود، یعنی عدّه برای حضرت مطرح نبود.
من روزی از حضرت علاّمه آیة اللَه والد سؤال کردم: چه جهاتی در مسافرت اولیای خدا وجود دارد؟ ما که مسافرت میکنیم، میرویم که بگردیم تا تنوّع و گشتی بشود و از کسالت بیرون بیاییم و بعد سر جای خودمان برگردیم؛ امّا منبابمثال دیده شده است که بعضی از اولیای خدا برحسب حال خودشان، زیاد مسافرت میکردند، بعضیها هم مسافرتشان کم بوده است، علّت مسافرت چه بوده است؟ مثلاً نقل است که مرحوم آقای انصاری، زیاد به هند و پاکستان مسافرت میکردند، و همینطور خارج از همدان زیاد مسافرت میرفتند. آنها چه جهتی در این مسافرتها در نظر داشتند؟ ایشان فرمودند:
من این مطلب را از حضرت آقای حدّاد ـ رضوان اللَه علیه ـ سؤال کردم و گفتم: مسافرتهای مرحوم آقای انصاری چه جهتی داشته است؟ برای چه به اینطرف و آنطرف میرفتند؟ ایشان فرمودند: «بهطورکلّی دو جهت در مسافرتهای اولیاء خدا وجود دارد:
جهت اوّل اینکه: احساس میکنند که یک نفر در فلان نقطه به دستگیری نیاز دارد، و میروند در آنجا و از او دستگیری میکنند. (این جهت مسافرت آنهاست؛ کار اولیا با ما خیلی فرق میکند!)
جهت دوّم که جهتِ مهم در چنین مسافرتهایی است، اینکه: بر ضمیر آنها اینطور ظاهر میشود که قرار است عذاب و عقاب خدا بر قومی نازل شود، و آنها از باب رحمت و عطوفت، خودشان به آنجا میروند و آن عذاب و عقاب را از آنجا برمیگردانند؛ درحالتیکه کسی خبر ندارد و کسی نمیداند.
حالا این برگرداندن عقاب و عذاب، یا اینکه به خود آنها هم تسرّی میکند و نفس آنها بهجای آن قضیّهای که قرار است برای آن قوم پیش بیاید، این مطلب را میگیرد؛ یا اینکه به نفس آنها تسرّی نمیکند و نفس آنها این مطلب

