مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
17سپس حضرت دستور میدهند تا اصحاب برگردند و از میدان فاصله بگیرند. چند نفر از اصحاب، مانند حبیب بن مظاهر میآیند و جلوی حضرت میایستند که اگر تیری میزنند به آنها بخورد و به حضرت اصابت نکند،1 و اتّفاقاً بعد از پایان نماز، حبیب بن مظاهر همانجا شهید میشود.2
من در این قضیّه فکر میکردم که اگر ما بهجای آنها بودیم، چه میکردیم؟ البتّه ما که از باطن قضیّه، آنطور که بایدوشاید اطّلاع نداریم که چه بوده است و این را نیز باید در نظر بگیریم که خصوصیّات افراد، فرق میکند و هر کسی یک نوع خاصّی است؛ امّا اگر مسئله بهحسب ظاهر باشد، ما هیچوقت نباید اقامۀ صلاة را به حضرت پیشنهاد میکردیم! حضرت میخواهد نماز بخواند یا میخواهد نخواند؛ به ما چه مربوط است؟! چرا ما ارادۀ حضرت را به ارادۀ خودمان برگردانیم؟! مگر حضرت خودش نمیبیند که موقع زوال است؛ چرا ما بیاییم و به حضرت بگوییم: نماز بخوان! خود حضرت میتواند بلند شود و نماز بخواند! این مطلب اینقدر دقیق و ظریف است که ولو راجع به نماز است، امّا اگر شخصی متوجّه باشد، نباید انجام دهد!
البتّه ـ چنانکه عرض شد ـ باید خصوصیّات آنموقع و اینکه ابوثمامۀ صیداوی در چه حالی بوده است یا اینکه حضرت در چه حالی بودهاند را نیز در نظر بگیریم؛ زیرا ممکن است مسائلی در میان باشد که ما از آن خبر نداریم. ما در اینجا نمیخواهیم برای شهدای کربلا، که حضرت فرمودند: «نه مِثلِشان آمده است و نه مِثلشان خواهد آمد»،3 تکلیفی تعیین کنیم! امّا سخن در این است که اگر مسئله بهصورت ظاهر باشد و مطلب غیر عادّی در کار نباشد، حتّی پیشنهاد نماز به امام غلط است و انسان نباید پیشنهاد بدهد!
- . جهت اطّلاع بیشتر پیرامون کیفیّت اقامۀ نماز ظهر عاشورا، رجوع شود به انوار الملکوت، ج 1، ص 192.
- . وقعة الطّف، ص 231؛ موسوعة الإمام الحسین علیه السّلام، ج 3، ص 582.
- . الإرشاد، ج 2، ص 91.

