مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
21که به ذهن ما خطور میکند، این است که چرا این باغ برای ما نیست؟! خوب بود که این باغ برای ما بود! یا اینکه خوب بود که صاحب باغ، این باغ را به ما میبخشید! و یا اینکه اگر ما این باغ را داشتیم، کارهای بهتری در آن انجام میدادیم! این را میگویند: نفس و مسائل نفسانی! امّا اگر پیغمبر در این باغ برود، میگوید: بهبه، عجب درختی دارد! عجب گل زیبایی دارد! عجب آب روانی دارد! و امثال ذلک.
دو دید و دو فکر در اینجا مطرح است:
فکر اوّل: فکر شیطانی و نفسانی است: «این خوب است که برای ما باشد!» این میشود نفسانی؛
فکر دوّم: فکر به حقیقت آن شیء است: «چه گل زیبایی است، چه طراوتی و چه سبزهای دارد!» این میشود رحمانی.
نظائر این مسئله بسیار زیاد است. گاهی چشم انسان به یک زن جمیل و خیلی زیبا میافتد، در اینجا ممکن است دو فکر مطرح شود:
فکر اوّل: برای من باشد! چرا برای دیگری باشد؟! بین من و بین دیگری چه فرقی هست؟! لذا این فکر میشود: شیطانی؛ اینکه همه را برای خود بخواهیم، و هر بلایی که بر سر دیگری بیاید، اگر ما در قضیّه منتفع بشویم، عیب ندارد!
فکر دوّم: این قضیّه و مسئله را به صورت واقع نگاه کنیم: «چه مورد مناسبی است!» ولی اینکه «این مورد مناسب، برای چه کسی مناسب است؟ آیا به درد من میخورَد یا اینکه من او را برای کس دیگری در نظر بگیرم؟» این فکر و این مطلب، مطلبی واقعی و غیر نفسانی است. خواستن برای خود، یک مسئله است؛ و به خودِ قضیّه نگاه کردن، مسئلۀ دیگری است. لذا چون فلز نفسانی اولیا و انبیا تغییر پیدا کرده است، ابداً در ذهنشان فکر خود بودن، مطرح نمیشود! فقط این مطرح است که خود قضیّه و حقیقت آن چگونه است و به درد چه کسی میخورد و برای چه کسی مناسب است! تنها نفع خود شخص و باطن قضیّه را در نظر میگیرند، نه نفع افراد منتسب به خودشان را؛ لذا ما هیچوقت نمیتوانیم کار اولیا را با مسائل خودمان بسنجیم، و

