نتیجه
مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
25و البابُ و الِجدارُ و الدِّماءُ *** شُهودُ صِدقٍ مـا بهِ خِفـاءُ1 * * *
سینهای کز معرفت گنجینۀ اسرار بود *** کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود2 کاری کردند که صدا برداشت: «یا فِضّةُ، خُذینی! فَواللَه سَقَطَ ما فی أحشائی!3»
آمد کنار قبر پیغمبر و ناله کرد: «یا أبتاهُ، ببین این قوم با باقی تو [و یادگارت] چه میکنند.»4
و سَیَعلَمُ الّذین ظَلَموا آلَ محمّدٍ أیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبون.
بِاسمِک اللَهمَّ و نَدعوک و نُقسِمُک و نَرجوک بمحمّدٍ و أهلِ بَیتِه الأطهار، یا اللَه یا اللَه یا اللَه ...
- . الأنوار القدسیّة، شیخ محمّدحسین اصفهانی، ص 42 و 43. امام شناسی، ج 10، ص 159:
«آیا باید دشمنان به خانۀ هدایت و محل نزول وحی و مرکز همۀ خوبیها و خیرات هجوم آورند!؟
و من آن کسی نیستم که خبر میخ را بدانم و بفهمم، تو از سینۀ زهراء که خزینه اسرار است، این مطلب را بپرس!
و ضربۀ غلاف شمشیر بر دو پهلوی حضرتش، به سر وی آورد آنچه را که آورد!
آری! اینک در و دیوار و خونهایی که از صدّیقه آمده است، گواهان راستینی هستند که در آن خطائی نیست.» - . کلّیات دیوان آیة الله غروی اصفهانی، ص 106.
- . ترجمه: «ای فضّه مرا دریاب که قسم به خدا فرزندی که در درونم بود سقط شد!» (محقّق)
- . بحار الأنوار، ج 30، ص 294.
- . الأنوار القدسیّة، شیخ محمّدحسین اصفهانی، ص 42 و 43. امام شناسی، ج 10، ص 159:

