مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
4انسان تحمّلش تمام میشود!
تبلیغات سوء مشرکین علیه پیغمبر اسلام و تأثیر آن در ذهن و نفس مردم عوام
کفّار و مشرکین میدانستند که کار به کجا میرسد؛ تمام موقعیّتهای آنها از بین میرود و تمام حسابهای آنها دیگر بسته میشود، و با گفتن این یک جمله، همۀ آن موقعیّتهای اجتماعی، باید کنار گذاشته شود. لذا زیر بار نرفتند و شروع کردند به اذیّت کردن؛ آمدند و گفتند که: پیامبر مجنون و جنزده شده و شیطان در قالبش رفته است!
خب تبلیغات در دست آنها بود و از رؤسای قوم و رؤسای قریش بودند و پول و تبلیغات و هرگونه وسیلۀ توجیهی را در اختیار داشتند؛ به انحاء وسائل میآمدند و به پیغمبر اکرم تهمت میزدند و مردم را از گرایش به آن حضرت برحذر میداشتند.
فکر نمیکنم که امروز بتوانم به این مطلب بپردازم؛ إنشاءاللَه اگر فردا یا روز دیگری، فرصتی بهدست آمد، راجع به اینکه انگیزۀ شیاطین برای انحراف مردم چیست، و چرا خوششان میآید که کسی منحرف شود، مطالبی عرض میشود.
امّا آنها آمدند و از هر جهت و هر وسیلهای برای اینکه مردم به دور پیغمبر جمع نشوند، استفاده کردند؛ و واضح است که چون مردم با احساس به مسائل نگاه میکنند و عقلشان در چشمشان است و با عقل به قضایا توجّه نمیکنند، استصغار و کوچک کردن پیغمبر در نزد مردم، میتواند در پیشبرد اهداف شیطانی آنها مؤثّر باشد. مردم وقتی ببینند که شخصی جاه و جلال دارد و از هر طرف به او روی میآورند و مردم دور او را گرفتهاند و منزل و کاخ و تشکیلات کذایی دارد، خواهینخواهی این مطلب در درون آنها جایی برای خود پیدا میکند و خواهینخواهی به او توجّه میکنند؛ و این یک مسئلۀ واضحی است. امّا اگر شخصی، کسی را نداشته باشد و مردم ببینند یک نفر است و کسی بهدنبالش نیست، و وضعش نابسامان است و خیلی به او توجّه نمیشود، مردم نیز به او و به افکارش توجّه نمیکنند.

