مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
6در روایت داریم: «کسی که ما را با معرفت زیارت کند ثوابش فلانقدر است!»1
حالا متوجّه شدید؟ این را میگویند: «معرفت».
آقا پنجاه سال درس خوانده است، آنوقت تا کنار قبور ائمّه علیهم السّلام با کفش میرود؛ این زیارت چقدر ارزش دارد؟! به اندازۀ بال یک مگس! امّا شخص دیگری را میبینید که به امام معرفت دارد و مقام امام علیه السّلام را میشناسد و ولیّ و دوستدار و محبّ است و برای او سقف و غیر سقف، فرقی نمیکند؛ حقیقت قضیّه برای او معیار و ارزش دارد، ثواب زیارت این شخص همان مقدار است که طبق روایت عایشه:
پیغمبر اکرم میفرماید: «کسی که فرزندم حسین را زیارت کند ثواب یک حج مقبول بههمراه من را دارد! ثواب دو حج دارد! ثواب سه حج دارد!» تا اینکه به هفتاد حج میرسند.2
و در روایت دیگری آمده است:
هزار حج و عمره به پایش نوشته میشود.3
تمام اینها مراتبی است که بهواسطۀ معرفت زائر به مزور، برای او پیدا میشود. اینکه زائر چقدر نسبت به مزور معرفت دارد و چقدر او را میشناسد، این ارزش دارد!
اگر کسی به منزل شما بیاید که از خصوصیّاتش هیچ اطّلاعی ندارید، شما به
او توجّه نمیکنید؛ امّا اگر کسی بیاید که شما را میشناسد و به خصوصیّات و مسائل خصوصی شما اطّلاع دارد و از اصحاب سرّ شما است، خب وضع شما و برخورد شما با این شخص، خیلی فرق میکند!
این برای این است که مردم دنبال احساساتاند و عقلشان به چشمشان است.
روش مشرکان برای پایین آوردن منزلت اجتماعی پیامبر در دید مردم
اینها برای اینکه پیغمبر را بین مردم پایین بیاورند، خودشان عقب مینشستند و بچّهها و نوجوانها را جلو میانداختند که پیغمبر را مسخره کنند و سنگ بزنند و کف بزنند و سر و صدا کنند؛ و تا پیغمبر میخواستند در جایی برای مردم قرآن بخوانند، شروع میکردند به سر و صدا کردن تا اینکه مردم صدای پیغمبر را نشنوند.
در این میان، بعضی از افرادی که قابلیّت دارند و حسابوکتابشان از بقیّه جدا است، میآمدند و سرک میکشیدند که حالا برویم و ببینیم چه میگوید! ما به اینها نگاه نکنیم و برویم تا ببینیم چه میخواهد بگوید! جنجال و تبلیغات علیه پیغمبر خیلی زیاد است، منبرها و صحبتهای بسیاری علیه پیغمبر میشود؛ امّا ما به اینها توجّه نکنیم، خودمان برویم تا ببینیم مطلب از چه قرار است! میآمدند و میدیدند که عجب! مسائل و سخنان دیگری در اینجا بیان میشود! این مطالب با فطرت آنها منطبق میشد؛ و لذا گرایش پیدا میکردند و میآمدند و مسلمان میشدند.
- . کامل الزّیارات، ص 306؛ روح مجرّد، ص 254:
«احمد بن محمّد بن أبینصر بَزَنطیّ، قالَ: قَرأتُ فی کتابِ أبیالحسنِ الرّضا علَیه السّلامُ: ”أبلِغ شیعَتِی: إنّ زِیارَتِی تَعدِلُ عِندَ اللهِ ألفَ حَجّةٍ!“ قالَ: فَقُلتُ لِأبیجَعفَرٍ علَیهِ السّلامُ: ألفَ حَجّةٍ؟! قالَ: ”إی وَاللهِ! و ألفَ ألفِ حَجّةٍ لِمَن زارَهُ عارِفًا بِحَقِّهِ!“
میگوید: من در کتاب حضرت امام ابوالحسن الرّضا علیه السّلام خواندم: ”به شیعیان من برسانید که زیارت من در نزد خداوند، معادل با انجام دادن هزار مرتبه حجّ بیتالله الحرام است!“
بَزَنطی میگوید: من از روی تعجّب به حضرت ابوجعفر امام محمّد تقیّ علیه السّلام عرض کردم: هزار حجّ؟! فرمود: ”آری قسم به خدا! و هزار هزار حجّ برای کسی که زیارت کند او را درحالیکه عارف به حقّ وی باشد!“» - . الأمالی، طوسی، ص 668.
- . کامل الزّیارات، ص 164.
- . کامل الزّیارات، ص 306؛ روح مجرّد، ص 254:

