مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
8و آنها را به مطالب خود دعوت میکرد. در محافل عمومی نیز بهطور خطابی با مردم صحبت میکرد. این، کار و روش پیغمبر در تمام طول عمر بود. اینقدر پیغمبر در کار و در رفتار خود، مُجدّ بود!
برای پیغمبر، عدد مطرح نبود؛ برای پیغمبر، شخص مطرح بود. اگر پیغمبر اکرم احساس میکرد که در شخصی استعداد هدایت بهوسیلۀ اسلام وجود دارد، تمام زحمات را متحمّل میشد تا اینکه این مسئله را انجام دهد. در قضیّۀ سفر پیغمبر به طائف، تمام زحمات پیغمبر فقط برای یک نفر بود، برای عِداس بود؛ امّا پیغمبر این سفر را انجام داد. پیغمبر حسابِ جمعیّت را نمیکرد که الآن چه تعداد از افراد به این مطلب گرایش پیدا میکنند؛ بلکه میدید در اینجا آن کسی که مفید است، کیست؟ آن کسانی که در اینجا پایدار هستند، چند نفرند؟ البتّه اطرافیان هم بر حسب استعدادات خودشان در این قضیّه منتفع میشدند. لذا سفر پیغمبر به طائف، سفر خیلی عجیبی بوده است.
وفات حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه علیهما السّلام و اشتداد آزار قریش
پیغمبر در سال هشتم بعد از بعثت، حضرت ابوطالب را از دست میدهد. به فاصلۀ سه روز، حضرت خدیجه هم از دنیا میرود، و بعضی تا سی روز و بعضی تا یک سال نیز نقل کردهاند؛1 یعنی حداکثر در یک سال، دو حامی و تکیهگاه مهم پیغمبر اکرم در تبلیغ رسالت از بین میروند؛ اوّل: حضرت ابوطالب با آن مقام و موقعیّت؛ و دوّم: حضرت خدیجه. از سال هشتم بعثت، اذیّتهای قریش برای پیغمبر مضاعف و شدید میشود.
دعوت رسول خدا از قبائل
پیغمبر از مکّه به بیرون حرکت میکنند و تبلیغ خود را در قبائل شروع میکنند. در این سفر، زید بن حارثه همراه پیغمبر میباشد.2 زید بن حارثه همان کسی است که در جوانی پردهها از جلوی چشمش کنار رفته بود و مسائل را مشاهده میکرد؛ و
- . إعلام الوری، ص 53؛ الکافی، ج 1، ص 440.
- . إمتاع الأسماع، ج 1، ص 45.

