مشکلات و رنج های شدید رسول خدا در مسیر تبلیغ
9جریانش این است که بعد از اینکه به مدینه آمد، روزی پیغمبر اکرم وارد مسجد شدند و دیدند او در مسجد نشسته و رنگ و رویش زرد است، پس از صحبت کوتاهی با رسول خدا، شروع کرد به خبر دادن از مسائل ماوراء عالم طبع و دنیا.1
حضرت با زید بن حارثه حرکت میکنند و از مکّه بیرون میروند؛ به قبیلۀ بکر بن وائل میرسند و وارد قبیله میشوند، کسی آن حضرت را اکرام نمیکند و به منزل راه نمیدهد، از آن قبیله بیرون میآیند. دوباره حرکت میکنند و پس از طیّ مسافتی به قبیلۀ قحطان میرسند، آنها حضرت را اکرام مینمایند و اطعام میکنند و حضرت دو سه روز در آنجا میمانند و کمکم شروع به تبلیغ میکنند؛ تمام آنها را در یک مجتمع به دور خود جمع میکنند و رسالت خود را تبلیغ مینمایند؛ امّا مردم و بزرگانشان جمع میشوند و پیغمبر را مسخره میکنند و همان مسائلی که در مکّه برای حضرت اتّفاق میافتد، در اینجا تکرار میشود و حضرت را بیرون میکنند.2 این همان دعوت قبیلهای است!
سفر تبلیغی پیامبر اکرم به طائف
حضرت از مکّه بیرون میآیند و حرکت میکنند و میروند و میروند تا به طائف میرسند. بین طائف و مکّه خیلی فاصله است. مدّتی در طائف میمانند؛ در بعضی از نقلها است که توقّف پیامبر در طائف ده روز و در بعضی پنجاه روز بوده است.3 صبح و ظهر و شامِ حضرت در تمام این مدّت، به مسائل تبلیغی میگذشت؛ امّا هیچکس به آن حضرت اعتنا نمیکند و حضرت مأیوس میشوند و برمیگردند. در حال برگشت در راه به باغی برخورد میکنند و غلامی به نام عِداس که مأمور حفاظت بر این باغ بود، به امر شیبه، صاحب باغ، طبقی از انگور جلوی پیغمبر میگذارد. پیغمبر با زید بن حارثه
- . الکافی، ج 2، ص 53. نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 364، تعلیقه 2:
«در روایات خاصّه نام وی را حارثة بن مالک بنِ النُّعمان آوردهاند (معانی الأخبار، ص 187؛ محاسن، برقی، ج 1، ص 246)؛ ولی ملاّی رومی در مثنوی، آن را به نام زید آورده است.» - . الدرر، ابنعبدالبرّ، ص 61؛ دلائل النبوّة، بیهقی، ج 2، ص 418؛ السیرة النبویّة، ابنهشام، ج 1، ص 422.
- . بحار الأنوار،ج 19، ص 15 و 22؛ شجرۀ طوبی، ج 2، ص 236.
- . الکافی، ج 2، ص 53. نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 364، تعلیقه 2:

